تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
گردانيد ، و چون به زودى از ايشان خبرى نيامد ، امير جهانشاه جاكو و ايلچىبوغا و شمس الدين اوچ‌قرا و صاين تمور بهادر را با ده‌هزار سوار در عقب ايشان بفرستاد و چون به اقاقم « 1 » رسيدند ، امرا - كه پيشتر رفته بودند - جماعت بهرين را يافته و بسيارى از ايشان به قتل آورده و تالان و برده كرده و بازگشته در آنجا برسيدند و چون امير جهانشاه مأمور بود كه در طلب قمر الدين سعى نمايد ، ايشان را مجموع بازگردانيده به اتفاق از اسى « 2 » كول گذشته تا گوگه « 3 » توپه به جست‌وجوى قمر الدين برفتند و چون او را جايى نيافتند مراجعت نموده ، در پاييز به سمرقند رسيدند و در پايهء سرير اعلى به احراز سعادت زمين‌بوس سر افتخار به آسمان رسانيدند .

گفتار در نهضت صاحب‌قران ممالك‌ستان ، به‌طرف مازندران و رفتن به جانب سيستان

حضرت صاحب‌قران گيتىستان در همان پاييز عزيمت حدود مازندران را تشحيذ فرموده ، روى همت بلند جناب به تجهيز و ترتيب لشكر آورد و سپاهى بىكران ، هنگام حمله غيرت گردون و گاه شمار از عدد ثوابت و سيار « 4 » افزون . [ نظم ]
چو شير پردل و در زير بارگى « 5 » چو پيل * چو مور بىحد و در دست نيزه‌هاى چو مار چو باد حمله‌بر و همچو كوه حمله‌پذير * چو رعد نعره‌زن و همچو برق تيغ‌گزار
برآراسته به مباركى و طالع فرخنده سوار شد و جبه ديده « 6 » و در ضمان « 7 » حفظ و تاييد ملك ديّان به صوب مازندران روان گشت و ماهچهء سنجق ظفر پيكرش به اوج سپهر افراخته ثالث نيّرين شد و طنطنهء صيت قيامت نهيبش ، زلزله در جهان انداخته در جنبات خافقين « 8 » افتاد ، و چون بعد از قطع مراحل و منازل به ترمد رسيد ، به رسانيدن تغار لشكر ، فرمان قضا جريان صدور پذيرفت و بر معبر آنجا پل بسته عبور
هامش
( 1 ) . ع : اتاقم . ( 2 ) . كلكته : ايسى ؛ ع : سى . ( 3 ) . ع : كول . ( 4 ) . ع : سياره . ( 5 ) . م : باره‌ها ؛ كلكته : بارهاى . ( 6 ) . ع : - وجبه ديده . ( 7 ) . م : - ضمان . ( 8 ) . ع : خانقين .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 531 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى