همراه داشت به عزّ مطالعهء نواب كامياب رسانيده ، تحف و هدايا كه آورده بود بعد از عرض ، تسليم بندگان حضرت كرد . صاحبقران كامگار او را بنواخت و به انواع احسان بىدريغ از زر و خلعت و اسب گرامى و بلندپايه ساخت و جواب مكتوب مشتمل بر وفور عنايت و عاطفت كرامت فرمود و او را مقضى الاوطار « 1 » و اميدوار بازگردانيد و كس خود را با بسى هدايا و تحف همراه او پيش والى فارس فرستاد تا او را به عواطف و مراحم خسروانه ، معتضد و مستظهر ساخته ، مخدرهء پردهء عصمتش را جهت فرزند ارجمند ، اميرزاده پير محمد ، پسر اميرزاده جهانگير خواستارى « 2 » نمايد و اساس مودّت و مصادقت كه در ميان آمده ، به قرابت و مصاهرت مؤكّد گشته ، استحكام پذيرد « 3 » و استمرار يابد .
[ بيت ]
محبت به پيوند چون شد قوى * شود تازه شاخ اميد از نوى
گفتار در توجه حضرت صاحبقران به صوب مازندران
چون حصار ترشيز برحسب دلخواه بندگان حضرت در سلك تسخير انخراط پذيرفت و در تحت تصرف گماشتگان انضباط يافت ، رايت نصرت شعار در كنف حفظ پروردگار به صوب مازندران روان شد .
[ بيت ]
از صف لشكر فكنده جنبش اندر دشت و كوه * وز تف خنجر فكنده جوشش اندر بحر و بر
و چون از راه روغى عبور نموده ، كبود جامه و شاسمان مخيّم نزول همايون گشت ، والى مازندران امير ولى از اطلاع بر آن معنى دهشت و حيرت شامل حال خود يافت و از مقربان خود ، امير حاجى و ديگر نزديكان را با انواع پيشكشها از تقوز و تحف و هدايا بفرستاد و بساط اعتذار به اقدام تخشّع و انكسار سپرده ، به عاملان ديوان لطف پادشاهانه عرضه داشت كه : « همگى درخواست همين است كه
هامش
( 1 ) . ع : الاوتار .
( 2 ) . ع : خواستدارى .
( 3 ) . ع : - پذيرد .