ملحوظ نظر عنايت و تربيت گردانيده ، رادكان را سيورغال او فرمود و سبزوار را به على مؤيد سربدال « 1 » مسلم داشت و فرمان داد كه ملك غياث الدين را با فرزندان و على بيگ را با متعلقان به سمرقند و مجموع جون قربانيان « 2 » را بر امرا قسمت نموده ، خانه كوچ به ماوراء النهر نقل كنند .
گفتار در مراجعت صاحبقران اسلامپناه به جانب تختگاه
چون ممالك خراسان از دغدغهء مخالفان به يكبارگى صافى شد و گماشتگان اميرزاده ميرانشاه بر تمام آن بلاد و ديار متمكن و صاحب اختيار شدند ، رايت نصرتنشان حضرت صاحبقران به سعادت و اقبال متوجه مستقرّ سرير سلطنت و جلال گشت و عساكر منصور را اجازت داد كه به مواضع خود بازگردند و هركس در خانهء خود بيارامد و به تعجيل روان شد . و چون غبار موكب همايون سرمهء ديدهء اميد اهالى سمرقند آمد و آن مملكت از فرّ نزول مبارك آن حضرت غيرت باغ ارم و روضهء جنان گشت ، على بيگ و امير غورى پسر ملك غياث الدين و ملك محمد برادرش را بند كرده ، به اندكان پيش اميرزاده عمر شيخ فرستاد و جون قربانيان را به تاشكنت و ملك غياث الدين را با پسر بزرگش پير محمد در سمرقند موقوف داشت .
و در اين زمستان از تصادم تقديرات الهى در هرات حادثهاى موحش رو نمود ؛ و تفصيل قضيه آن است كه پسران ملك فخر الدين محمد و برادرش در زمان استيلا و حكومت ملك حسين و پسرش ملك غياث الدين اعتبار و اختيارى نداشتند و در غايت فلاكت و بىوضعى روزگار مىگذاشتند . و چون حضرت صاحبقرانى ، هرات را فتح فرمود ، و ايشان در پايهء سرير اعلى حال خود عرضه داشتند كه ما بندگان با ملك حسين ابناى اعماميم و او و پسرش ملك غياث الدين تمام اسباب و املاك پدران ما به دست تغلب و تسلط فروگرفته ، اين بيچارگان را به كلى ضايع و
هامش
( 1 ) . ع : سربدار .
( 2 ) . كلكته : غربانيان . اين نام در كتب تاريخ به صورتهاى جانى قربانى ، جونى قربانى ، جاونى قربانى ذكر شده است .