عنايت و استمالت ايمن و اميدوار گردانيد . ايشان از قلعه بيرون آمدند و به سعادت بساطبوس استسعاد يافته ، به مراسم بندگى و خدمتكارى قيام نمودند .
صاحبقران كامگار « 1 » چون در ايشان آثار مردانگى و فرزانگى مشاهده فرموده بود « 2 » همه را به انواع تربيت و نوازش مخصوص داشته ، سيورغالات و انعامات پادشاهانه ارزانى داشت ، و بر ضبط و محافظت حصارها و قلعههاى سرحد تركستان نامزد فرمود .
[ بيت ]
چو سلطان كند بندهاى را پسند * ميان بزرگان شود سربلند
153 و چون ايشان به خانه كوچ روانهء آنجانب شدند ، داروغگى ترشيز از قبل اميرزاده ميرانشاه به سارقاتكه مفوض گشت .
ذكر رسيدن ايلچى فارس
در اين ولا والى فارس جلال « 3 » الدين شاه شجاع كه غرّهء جبين دودمان مظفرى و واسطه عقد ملوك آن ديار در آن روزگار او بود ، از ارشاد ملهم دولت به عرض اخلاص و هوادارى بندگان پايهء سرير اعلى مبادرت نمود ، و عمر شاه - كه از وجوه امراى او بود - با مكتوبى ، مضمونش بعد از دعا و ثنا عرض ضراعت و اخلاص و اظهار دولتخواهى و اختصاص ، روانهء درگاه عالمپناه گردانيد و به رسم پيشكش بسى ظرايف و تحف از جواهر نامدار و لآلى شاهوار و قناطير مقنطره از زر و دينار مقرون به صنوف اقمشهء فاخر و تنسوقات و اجناس ثمين و اسبان تازى با برگستوان و استران راهوار با زينهاى زرين و استر ركاب و قطار با رخوت نفيس و آلاتگزين و سراپردهء سقرلاط و خرگاه و خيمه و سايبان همه از نفايس اقمشه در غايت تكلف و تزيين ، مصحوب آن فرستاده ، بفرستاد . و چون عمر شاه به درگاه سلطنتپناه رسيد و به شرف بساطبوس مستسعد گشت ، رسم الجامشى بجاى آورد و مكتوبى كه
هامش
( 1 ) . ع : - كامگار .
( 2 ) . ع : فرمود .
( 3 ) . ع : شجاع .