تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
جهانگير ، صاحب‌قران ، سرفراز * به ايران‌زمين لشكر آورد باز نهيب سپاهش به هر مرز و بوم * فتاده ز چين تا به اقصاى روم گر او كردى از مشرق آهنگ حرب * عدو خواب آشفته ديدى به غرب
و چون از راه ماخان عبور نموده ، حوالى كلات مخيّم عساكر گردون مآثر گشت ، اميرزاده ميرانشاه با سپاه ظفرپناه از سرخس آمده به معسكر همايون پيوست ؛ و ملك غياث الدين با لشكر از هرات توجه نموده ، به اردوى همايون ملحق شد ؛ و على بيگ پيش از وصول رايات نصرت‌آيات متعلقات « 1 » خود را با اهل ولايت به حصار كلات درآورده بود . [ نظم ]
ز بيم سپاه آنچه بودش يله * هيونان و از گوسفندان گله ز خيل و حشم آنچه زان داشت باك * به حصن كلات اندر آورد پاك
صاحب‌قران كامگار را ملاحظهء علاقهء پيوند ، تحريك سلسلهء عاطفت كرده ، نخواست كه على بيگ و ولايتش مصبّ سيل قهر و غضب و « 2 » سخط گردد ؛ پيش او كس فرستاد كه : « سبب اين خوف و هراس چيست . مىبايد كه انديشهء خطا اصلا به خاطر خود راه ندهد و به استظهار تمام بىتعلل بيايد تا قضيه به مخالفت نينجامد و اگرنه هرچه بيند از خود بيند » - « لقد أعذر من أنذر » 152 . على بيگ را چون هنگام فرونشستن چراغ دولت بود ، به انوار مصباح آن نصايح - كه از مشكوة مرحمت تافته بود - راه به جادهء صواب نبرد و بر وفق
سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي
« 3 » پشت پندار و منى به حصانت و محكمى كوه كلات بازگذاشت و به احراز سعادت ملازمت نشتافت . [ بيت ]
كسى را كه روز بد آيد به پيش * بپيچد سر از راه بهبود خويش
حضرت صاحب‌قران از صوب كلات مراجعت نمود ، به كرن - كه از توابع ابيورد
هامش
( 1 ) . م ، الف : تعلقات . ( 2 ) . ع : - غضب و . ( 3 ) . هود / 43 .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 512 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى