تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
و صاحب‌قران كامگار از آنجا به تأييد كردگار سوار شد و به ييلاق اغولجاتو برآمد و چندروزى توقف نمود ، تا اسبان و ديگر چهارپايان لشكريان [ نظم ]
در آن مرغزار چو خلد از نوى * برآسوده فربه شدند و قوى و زان خاطرى لشكرى شاد شد * ز انديشهء مركب آزاد شد
و در اثناى اين احوال از اهالى خوراشه - كه پيش از اين سبق ذكر يافته ، كه به قتل امير حاجى برلاس و ايدكو برادرش جسارت نموده بودند - جمعى اشرار را به قتل آوردند و عاطفت پادشاهانه ، آن موضع را به محمد درويش پسر ايدكو و على درويش نبيرهء امير حاجى ارزانى داشت ، و إلى يومنا هذا ، در تصرف متعلقان ايشان است .

گفتار در مراجعت حضرت صاحب‌قران كشورگشاى عدوبند به دار السلطنهء سمرقند « 1 »

حضرت صاحب‌قران به مباركى و طالع سعد از آنجا نهضت فرموده « 2 » و ممالك خراسان را كه به تحت تسخير و تصرف درآمده بود ، ضبط و نسق نموده ، ملك هرات و ديگر حكّام ولايات « 3 » را هريك به‌جاى خود مقرر داشته ، بازگردانيد ؛ و امير شيخ سبزوارى « 4 » را كه پيش از فتح خراسان از ملك گريخته بود و پناه به بندگان حضرت صاحب‌قرانى آورده و سال‌ها به دولت ملازمت ركاب همايون استسعاد يافته ، منصب پيشوايى سبزوار « 5 » ارزانى داشت و تابان بهادر را داروغهء آن ولايت ساخت و روى توجه به تخت سلطنت‌پناه آورده ، كيوان در هفتم ايوان سپهر ، به مهر غبار از پرچم رايت رفعت آيتش مىافشاند ، و برجيس در ششم پايهء منبر اخضر گردون ، دفع چشم بد را
وَ إِنْ يَكادُ
« 6 » مىخواند ؛ شحنهء پنجم حصار پيروزه‌نگار « 7 »
هامش
( 1 ) . ع : + فردوس مانند . ( 2 ) . ع : - فرموده . ( 3 ) . ع : + آن . ( 4 ) . م : سبزارى . ( 5 ) . م : سبزار . ( 6 ) . قلم / 51 . ( 7 ) . ع : كار .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 505 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى