تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
محل عظمت و جلال به سعادت و اقبال نزول فرمود ، آن زمستان در زنجيرسراى اتفاق قشلاق افتاد . [ بيت ]
حاصل شده ز دولت انواع كامرانى * آماده و مهيا اسباب شادمانى « 1 »

گفتار در بناى حصار شهر كش و عمارت آق‌سرا

از بعضى كتب تواريخ منقول است كه مدينهء كش در سوالف ايام ، مجمع كبار علماى اسلام بوده ، و از محدّثان نامدار ، سه امام بزرگوار در آن ديار توطّن فرموده‌اند ، ابو محمد عبد اللّه بن حميد بن نصر الكشى و عبد اللّه بن عبد الرحمن الدارمى السمرقندى و ابو عبد اللّه محمد بن اسمعيل البخارى
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
« 2 » و در آن روزگار ، اهل علم از براى اقتباس انوار فضائل از اطراف و جوانب بدان بلدهء طيّبه توجه مىنمودند ، از آن جمله ابو الحسين مسلم بن حجاج القشيرى النيسابورى به آنجا فرموده و از عبد اللّه بن حميد الكشى استفاده نموده و بسيارى از ائمّه و افاضل در آنجا بوده‌اند و همه را مجلس درس و افاده بوده و از اين جهت كش را قبّة العلم و الأدب لقب شد و به واسطهء طراوت و نضارت بساتين و مرغزار كه هنگام بهار تا بام و ديوار آن شهر و ديار سبزه مىروييد ، به شهر سبز اشتهار يافته و در اواخر سنهء احدى و ثمانين و سبعمائه ، موافق بيچين‌ئيل ، اوايل فصل ربيع كه معمار بهار قواى ناميه را به عمارت شهر سبز و مرغزار برگماشت و قصر گلبن را شرفات اغصان به اوج رفعت برافراخته ، به نقوش فيروزه كار اوراق و « 3 » شمسهء زرنگار گل مىنگاشت « 4 » . [ نظم ]
معمار چمن فكند بنياد حصار * پيرامن شهر سبز گلزار ز خار وانگاه در آن مملكت خلدآثار * پرداخته قصر گل به صد زيب و نگار
حضرت صاحب‌قران كامگار جلگهء دلكش كش را كه
هامش
( 1 ) . م : شادكامى . ( 2 ) . مائده / 119 . ( 3 ) . ع : - اوراق و . ( 4 ) . الف ، ع : بنگاشت .