تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
[ نظم ]
هواى فضايش چو خلد برين * گواهى دهد عقل و دانش براين گلش مشك سارا و آبش گلاب * خوشا در چنان جاى عهد شباب
مقرّ سرير سلطنت گردانيده ، به بناى حصار شهر سبز فرمان داد و آن را بر امرا و لشكريان قسمت كرده ، [ مصراع ]
به طالعى كه بناى حصار را شايد
بنياد نهادند و در اندرون شهر برحسب فرمان قضا نفاذ ، قصرى اساس افكندند كه چون برافراخته و پرداخته گشت ، [ نظم ]
علوّ كنگرهء آن بغايتى برسيد * كه آسمان را از چشم اختران افكند شب سياه فروغ بياض ديوارش * مؤذنان را از صبح در گمان افكند به خود فروشد صد بار وهم دورانديش * كه تا كمند نظر چون بر آن توان افكند [ چو خشت عرصهء او داشت رنگ فيروزه * فلك به مغلطه خود را در آن ميان افكند ] « 1 »
عمارتى رفيع به آيين بديع كه تا معمار قدرت
وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ
« 2 » از ابداع
وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ
« 3 » پرداخته مهندس سالخوردهء گردون ، بنايى چنان با آنكه بارها « 4 » گرد جهان گرديده نديده ، [ بيت ]
از زمين سركشيده سوى سما * گشته نام شريفش « آق‌سرا »

گفتار در فرستادن حضرت صاحب‌قران ظفرقرين ، امير حاجى سيف الدين را به هرات به طلب ملك غياث الدين « 5 »

حضرت صاحب‌قران از قشلاق ، ايلچى پيش ملك غياث الدين پير على فرستاده
هامش
( 1 ) . [ ] فقط در « ع » . ( 2 ) . ذاريات / 47 . ( 3 ) . ذاريات / 48 . ( 4 ) . الف ، ع : سالها . ( 5 ) . الف : - عنوان .