و هم در اثناى اين حالات على بيگ بن ارغون شاه جون قربانى برحسب اشارت صاحبقرانى كمر بندگى بسته ، به درگاه عالمپناه آمد و مراحم پادشاهانه باوجود سوابق جرايم كه از او صدور يافته بود ، نقوش زلّات او را به زلال عفو و اغماض فروشسته ، مقدم او را گرامى داشت و به انواع نوازش و الطاف اختصاص بخشيد و دختر او را از براى اميرزاده محمد سلطان رقم قبول كشيد و طوى داده به كرّات او را « 1 » خلعت پوشانيد و با او در باب توجه به جانب هرات بر سبيل مشورت سخن پيوست و قرار بر آن شد كه اول بهار جهت يورش هرات حاضر شود . على بيگ اين معنى را التزام نموده ، به عهود و مواثيق ، مؤكّد گردانيد . مرحمت حضرت صاحبقرانى او را به صنوف عنايت و تربيت سرافراز داشته ، رخصت مراجعت كرامت فرمود و او به محل خود معاودت نمود .
[ بيت ]
چو ز انعام خسرو سرافراز شد * به منزلگه خويشتن باز شد
هامش
( 1 ) . ع : - او را .