حضرت صاحبقرانى از جانب دشت ، تمور ملك به خانى نشست و با لشكر گران متوجه توقتمش خان شد و بعد از مقابله و مقاتلهء بسيار شكست بر جانب توقتمش خان افتاد و بر آن اسب كه حضرت صاحبقرانى به او ارزانى داشته بود ، جان بهدر برد و پس از مشقت بسيار يكسواره ، تنها به آن حضرت رسيد و از يمن نظر دوربين حضرت صاحبقران كامگار ، آن اسب نامدار سبب نجات آن شاهزاده شد . همت پادشاهانهء حضرت صاحبقرانى سايهء اهتمام بر تدارك حال توقتمش اغلن انداخت و به تاريخ اواخر سنهء ثمان و سبعين و سبعمائه ، موافق ئيلانئيل اسباب حشمت و شاهى او كما ينبغى مرتب داشته ، امراى بزرگ مثل تومن تمور اوزبك و بختى خواجه پسرش و اورنك « 1 » تمور و غياث الدين ترخان و ينگىقوچى همراه او به سغناق فرستاد ، تا او را به خانى بردارند . امرا به امتثال امر مبادرت نموده ، توقتمش اغلن را در سغناق به تاريخ مذكور بر تخت خانى نشاندند ، و رعايت رسم بجاى آورده .
[ مصراع ]
نثارش به آئين برافشاندند
هامش
( 1 ) . ع : اوزبك .