تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
طالع را محفوف به شرف سلطنت و عزّ « 1 » جلالت هر مراد كه از طريق آرزو قدم در ساحت اميد نهد ، بىتوقف به احسن صور و ايسر وجوه بر منصّهء حصول جلوه‌گر آيد ، چنانچه هركس از نزديك و دور ، به ديدهء يقين ، مشاهده مىنمايد . و نيّر اعظم كه كوكب سلطنت و جلالت است عالىتر محلى در فلك در آن حال كه آن را وتد عاشر خوانند و خانهء جاه و پادشاه را همان دانند ، مقر سرير سلطنت ساخته و افسر رفعت به وسط السما برافراخته و صاحب آن منزل كه دستور ممالك افلاك است در آنجا كه نسبت با او ، هم خانه است و هم شرف در غايت قوت و بهجت به خدمت حاضر و آثار اين معانى بر كافهء عالميان بىشبهه روشن است و ظاهر زحل - كه اختر ثبات و وقار است - در وتد رابع - كه خانهء مسكن و قرار است - قرار گرفته و آرميده و قمر - كه واسطهء وصول اثر علوى بر سفلى او را شمارند - هم در آنجا به اوج استقبال « 2 » برآمده و به كمال بدرى رسيده تا پيوسته در مقام عزّت و مقرّ خلافت در اوج رفعت و كمال حشمت و ابّهت بىتزلزلى و تشويشى متمكّن تواند بود و صحت اين حكم نيز از غايت ظهور ، مستغنى است از گفت‌وشنود ، و مريخ خنجردار شمشيرگزار در وتد سابع كه مقابل طالع است و خانهء شريك و منازع تيغ انتقام به زهر قهر آب داده ، تا هركه پاى از جادهء مطاوعت بيرون نهاده سر مقابله و معارضه برآرد ، بىتوقف جوهر روح به دست قابض ارواح سپارد و هركه در اين معنى شكى به خاطر آورد ، هم در آيينهء حال خود صورت يقين مشاهده كند و از جوزهرين « 3 » عقدهء رأس ، كه ارباب اين صناعتش ينبوع فزايش و افزونى شناسند در بيت المال واقع شده ، و عقدهء ذنب كه مايهء كاهش و كمى دانند در خانهء خوف و بيم ، و وقوع اين اثر نيز بغايت واضح است
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
« 4 » و گمان نمىافتد كه در هيچ‌وقت ، اهل احكام نجومى را بر درستى قواعد خويش دليلى چنين بيّن بوده باشد و سخن در سهام و ديگر « 5 » امارات كه امهات آثار را مستند به آن سازند ، نه
هامش
( 1 ) . الف : - عزّ . ( 2 ) . م : استقبالى . ( 3 ) . الف : جوهربن . ( 4 ) . انعام / 96 . ( 5 ) . ع : ديگر سهام و .