و لشكر منصور برقرار معهود ظفر يافته دشمنان را منهزم و مقهور گردانيدند و از نيروى دست و گشاد شست ايلچىبوغا ، پاى تمور ملك اغلان به زخم تيرى مجروح گشت ؛ و دفع عين الكمال را در آن مصاف ، امير يارق تمور و ختاى بهادر هردو شهيد شدند . و چون لشكر ظفرقرين به فتح و فيروزى مراجعت نمودند ، يرليغ عالم مطاع نافذ شد كه محمد سلطانشاه به خبرگيرى بشتابد ؛ و او امتثال امر نموده ، شخصى را بگرفت و بياورد ؛ و امير مبشر نيز بههمين شغل مأمور « 1 » گشت ؛ و او هم شخصى را گرفته بياورد و چون كيفيت حال تفحص كرده شد ، معلوم گشت كه از جانب مخالف دو بهادر نام ايشان الغ ساتقين و كجگ ساتقين با صد مرد به خبرگيرى به اين طرف فرستادهاند . و در اين ولا ، آق تمور بهادر و اللّهداد بهادر در شهر اترار بودند و لشكر را تغار مىدادند و ايشان را در بيرون شهر با جماعت ياغى كه به خبرگيرى به اين طرف آمده بودند ، اتفاق ملاقات افتاد و آق تمور بهادر به پشتگرمى دولت قاهرهء صاحبقران ، روى جلادت به ايشان نهاد و چون جنگ درپيوست فريب مخالفان را هزيمت اختيارى « 2 » نموده ، عنان از جنگ برتافت ، تا دشمنان از پيش روان گشته ، تيز شدند و صف يسال كردهء ايشان بههم برآمد ؛ بعد از آن تيغ پندارسوز از نيام انتقام بركشيد و رو باز كرده بر سر ايشان تاخت و دو كس از نامداران را بينداخت و ايشان را برهم شكست و آنچه به پايمردى اسب ، جان بيرون بردند خود را در جرها و جوىها انداختند و كپكچى يورتچى برادرزادهء آق تمور بهادر ، ساتقين كوچك را به قتل آورد و ساتقين بزرگ را هندو شاه دستگير كرده ، زنده پيش حضرت صاحبقرانى آورد ؛ و معلوم شد كه اروس خان منهزم بازگشته است و قراكسك « 3 » را بهجاى خود گذاشته . حضرت صاحبقران هندو شاه را به عنايت و عاطفت خسروانه سرافراز گردانيده ، به نفس مبارك متوجه دشمن شد و قراكسك « 4 » نيز رفته بود . و چون كسى از مخالفان در آن نواحى نماند ، به سعادت و اقبال از آن يورش با سپاه مراجعت نموده ، در جلگهء كش به اردوى همايون خويش نزول فرمود و در آنجا هفت روز توقف فرمود .
هامش
( 1 ) . م : مشغول .
( 2 ) . م : هزيمتى اختيار .
( 3 و 4 ) . ع : كيبك .