[ بيت ]
بخت جوان همدم و نصرتقرين * دولت فرخنده اثر همنشين
گفتار در تاخت كردن حضرت صاحبقران به الوس اروس خان « 1 »
صاحبقران گيتىستان به عزم رزم اروس خان به سعادت و اقبال ثابت اركان سوار شد و توقتمش اغلن را غجرچى ساخته ، روان گشت « 2 » و به تعجيل هرچه تمامتر تمام شبوروز رانده ، پس از پانزده روز ، صبح دوشنبه به جيران قمش رسيده و ايل دشمن بىخبر نشسته بودند ، لشكر منصور ايشان را غارتيده ، غنايم بسيار از اسب و شتر و گوسفند و برده گرفتند . و از حسن اتفاق اروس خان ، بىكلفت كوشش بندگان حضرت ، درگذشته بود و خار مخالفت او از شاهراه دولت اقبال آيين برخاسته و پسر بزرگ او توختهقيا بهجاى او نشسته و او نيز در اين اثنا از پى پدر برفت . حضرت صاحبقرانى توقتمش اغلن را تقويت و تمشيت فرموده ، پادشاهى تمام دشت قبچاق و الوس جوجى به دو ارزانى داشت و او را مجموع اسباب سلطنت و كامگارى مهيا و مرتب ساخته ، در آن مملكت بازگذاشت ، و اسب خنگ ، اغلان نام كه برق آتشپاى ، از رشك « 3 » سرعت سيرش سوختى و باد گيتىنورد جهانپيماى ، از سبكخيزى او جستن آموختى ،
[ نظم ]
از انديشهء دل ، سبكپوىتر * ز راى خردمند رهجوىتر
شتابنده از پيش و رهبر ز پس * جهنده گريز رهاننده رس
به او بخشيد و فرمود كه : « براين اسب ، گاه فرصت به دشمن مىرسى و وقت گريز كس به تو نمىرسد » . و عنان عزيمت به صوب سمرقند معطوف داشته ، به اقبال و سعادت از دشت قبچاق معاودت نمود و به دولت و كامرانى در اوايل ئيلانئيل سنهء ثمان و سبعين و سبعمائه به مستقرّ سرير جهانبانى نزول فرمود . و بعد از مراجعت
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان .
( 2 ) . م : شد .
( 3 ) . م : - رشك .