تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
[ مصراع ]
روان رو سوى كارزار آوريد
حضرت صاحب‌قران ، زبان همت خسروانه به جواب برگشاد كه : « او پناه به من آورده است و من او را نخواهم داد » . [ نظم ]
هر آن كز غم جان و بيم گناه * به زنهار اين خانه آرد پناه اگر جان رود در سر كار او * ندارم روا رنج و آزار او
و اما حكايت جنگ ، اسباب آن آماده و مهياست . [ نظم ]
برو وز من بگو پيش اروس خان * ز باران مرغ آبى را مترسان دليران مرا جنگ است پيشه * كه شيرانند و دشت رزم بيشه نترسد مرد كار از پيشهء خود * نه شير خشمناك از بيشهء خود

گفتار در لشكر كشيدن حضرت صاحب‌قران به جانب اروس خان « 1 »

حضرت صاحب‌قران چون ايلچيان اروس خان را بازگردانيد ، همت عالى « 2 » را بر تجهيز و ترتيب لشكر گماشت و امير جاكو را جهت ضبط تختگاه سمرقند بازداشت ، تمامى الوس جغتاى را جمع آورده ، هم در اواخر لوىئيل متوجه اروس خان شد . [ نظم ]
ز بس جنبش لشكر بىكران * زمين گشت جنبان‌تر از آسمان وز انبوهى لشكر دست چپ * شده روز روشن چو تاريك شب ز زخم سم لشكر دست راست * ز كوه و كمر بانگ و فرياد خاست سپاهى كه شد قلب ازو ارجمند * كه داند خود او را كه چون بود و چند توان ريگ‌هاى بيابان شمرد * ولى لشكر شاه نتوان شمرد
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان . ( 2 ) . ع : - عالى .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 464 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى