تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
[ نظم ]
همى رفت منزل به منزل چو باد * سرى پر ز كينه دلى پر ز داد ظفر همعنان و سعادت‌قرين * غجرچى همه راه ، فتح مبين
و چون رايت فتح آيت از بخارا گذشته ، بر لب آب جيحون ، به موضع سه‌پايه رسيد ، قراول دشمن پيش آمده بودند . قراول لشكر منصور حمله برده ، ظفر يافتند و ايشان را دستگير كرده بياوردند و به مفتوحهء فتح به ياساق رسانيدند . [ بيت ]
كه اندازه گيرند كارآگهان * ز آغاز هر كار فرجام آن
و چون از آنجا به سعادت روان شده ، به حصاركات رسيدند ، بيرم يساول و شيخ مؤيّد كه از قبل حسين صوفى ، يكى در آنجا داروغا بود و يكى قاضى ، به اتفاق دروازهء حصار استوار كردند و به ضبط و محافظت آن مشغول گشتند . عرّاده‌ها برافراشته و خود را به كارى - كه به هيچ كار نمىآمد - واداشته ، سپاه نصرت‌پناه ، گرد حصار برآمده ، دست قلعه‌گشايى از آستين توانايى « 1 » بيرون آوردند و پاى جلادت به سعادت پيش نهادند . [ نظم ]
چو از هردو رو جنگ پيوسته شد * در آشتى بر جهان بسته شد و زان سو براين لشكر تيزچنگ * ز قلعه همى تير باريد و سنگ و ليكن نيامد يكى كارگر * كه يارى ده شاه بد دادگر
غيرت پادشاهانهء حضرت صاحب‌قران فرمود كه مناسب نباشد كه غلام حسين صوفى را بگذاريم كه روز به شب رساند و او را به دست نياريم ، و فرمان داد تا لشكريان هيمه و خاشاك جمع آورده ، خندق را بينباشتند و خود به نفس مبارك به كنار خندق آمد و گوچه ملك را اشارت فرمود تا به خندق درآيد و چون او از غلبهء وهم نتوانست كه به آن كار اقدام نمايد ، خمارى يساول را اشارت فرمود و او بىتوقف به خندق درآمد .
هامش
( 1 ) . ع : - توانايى .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 425 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى