تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
[ بيت ]
سعادتش به‌همين‌گونه زود روى زمين * ز خسروان بستاند ، به بندگان بخشد

گفتار در ايلچى فرستادن حضرت صاحب‌قرانى پيش والى خوارزم حسين صوفى « 1 »

چون حضرت صاحب‌قرانى به عون تأييدات ربانى ، مملكت از قبضهء تسلط و استيلاى مخالفان استخلاص فرمود و به ضبط و نسق الوس جغتاى اشتغال نمود و از مدت پنج شش سال باز ، كات و خيوق را والى خوارزم حسين صوفى پسر تنغداى « 2 » - كه اوماقش غونكرات بود - تصرف مىنمود . همت خسروانه ، سايهء التقات بر آن حال انداخت و علفه تواچى را با جمعى به رسم رسالت پيش او فرستاد و پيغام داد كه : « كات و خيوق تعلق به الوس جغتاى دارد و در اين مدت آن را بىخداوند يافته ، در حوزهء تصرف آورده‌اى ، اكنون مىبايد كه آن را با تمام توابع و لواحق به تصرف گماشتگان اين‌جانب بازگذارى تا طريق مودّت و دوستى بين الجانبين گشاده ماند و اسباب موافقت و معاضدت آماده گردد » . علفه تواچى چون به خوارزم رسيد و به تبليغ رسالت قيام نموده ، مؤدّاى پيغام را چند نوبت به عرض رسانيد . حسين صوفى در ميدان خالى ، گوى مراد زده بود و از چيره‌دستى شهسواران ميدان دولت غافل ، جواب گفت كه : « من اين ولايت را به تيغ مسخر كرده‌ام ، هم به تيغ از من توان ستد » . [ بيت ]
عروس ملك كه مهرش بريده‌اند به تيغ * مگر به تيغ مر او را طلاق بتوان داد
و چون فرستاده مراجعت نمود و آن جواب ناصواب در پايهء سرير سلطنت مآب معروض افتاد ، حميّت خسروانه داعيهء توجه به جانب او در خاطر خطير آن حضرت انداخت . ورع و مسلمانى مولانا جلال الدين كشى - رحمة اللّه عليه - كه با
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان . ( 2 ) . م ، كلكته : ينغداى .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 422 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى