( 773 ه . ق ) « 1 » گفتار در لشكر كشيدن حضرت صاحبقرانى به جانب جته نوبت ثانى « 2 »
چون برحسب فرمودهء « إنّ اللّه تعالى يحبّ معالى « 3 » الهمم و يبغض سفسافها » همت بلند جناب صاحبقران كامياب ، در هر كارى كه شروع افتادى ، جز به حصول غايت و نهايت آن رضا ندادى ، از مساهلهاى كه امرا با مخالفان كرده بودند و عرصهء معارضه و محاربه به صلح ريخته ، استنكاف داشت ، يعنى كه
[ بيت ]
سگ كيست روباه ريزنده چنگ * كه با شير صلحش بود دفع جنگ
لاجرم به نفس مبارك ، عزم آن صوب جزم فرموده ، يرليغ همايون در باب جمع آمدن سپاه به هر طرف روان شد و عساكر منصور از اطراف و اكناف در حركت آمده ،
[ نظم ]
سپاه انجمن شد به درگاه شاه * نبردآزمايان نصرتپناه
ز ريگ بيابان فزون از شمار * به رزم اندرون شير دشمنشكار
سپاهى سراسر چو غرّنده ميغ * به جنگ اندرون همچون برّنده تيغ
روان كرد لشكر ، شه نيكبخت * چو ريگ بيابان و برگ درخت
به جنبش درآمد سپاهى كه كوه * گدازان شد از گرمى آن گروه
هامش
( 1 ) . مطابق با مطلع سعدين .
( 2 ) . الف : - عنوان .
( 3 ) . الف : معال ؛ ع : عولى .