تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
جايى رسد كه شما لشكر بيگانه را در اين ديار راه دهيد ، دست تعرض كفّار به خون و مال مسلمانان دراز شود و اگر ايشان را غلبه و استيلايى - كه مبادا هرگز - دست دهد ، با شما هم وفا نكنند . [ بيت ]
ستيزه به جايى رساند سخن * كه ويران كند خاندان كهن
اميد به توفيق الهى كه پيوسته رفيق حال شما بوده و خواهد بود ، چنان است كه برحسب فرمودهء
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
« 1 » زنگ كدورتى كه بر آيينهء مصادقت و دوستى طرفين نشسته ، به مصقل مصالحت جلا پذيرد تا عرايس مصالح ملك و ملت و سلامت و امن لشكرى و رعيت در صفاى آن چهره بنمايد ؛ و از حسن اتفاق در آن نزديكى حضرت صاحب‌قرانى به خواب ديده بود كه در آب خجند سيل بسيار درآمده بود و او در ميان آب بر سر چوب پاره‌اى نشسته بودى و به سجده درافتاده و از فريادرس درماندگان ، خلاص و نجات طلبيدى و از غايت دهشت از خود غايب شده و چون چشم بازكردى ، خود را به ساحل آب « 2 » ديدى از طرف سمرقند و در عقب نظر كردى ، دريا همچنان جوشان مشاهده نمودى . و چون از خواب برآمد ، رأى مباركش به الهام دولت آن سيل جوشان را به لشكر تعبير فرمود و صورت نجات كه در جانب سمرقند ديده بود ، دانست كه آنچه مراد است هم از آن طرف به حصول خواهد پيوست ، در خاطر خويش روى توسل و اميدوارى از جانب جته به كلى بگردانيد . چون در اين هنگام آن گروه گزيده مصالحت التماس نمودند و در آن باب مبالغه فرمودند ، در محكمهء رأى صواب‌نماى آن حضرت ، به دو گواه عدل ثابت شد كه خير در سلوك جادهء موافقت و مصالحت است ، و چون خاطر شريف بر آن نهاد ، انديشه فرمود كه اگر جمعى در ميان ، آمد و شد نمايند و گفت‌وگو كنند ، اين كار مدتى در حيّز توقف و تأخير بماند ، همان به كه خود پيش امير حسين روم و بحثى كه باشد رودررو گفته و شنيده « 3 » ، هرچه زودتر غبار كدورت از ميان برخيزد .
هامش
( 1 ) . نساء / 128 . ( 2 ) . م : دريا . ( 3 ) . ع : - و شنيده .