تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
[ بيت ]
كه بايد كه مردانه جنگ آوريد * جهان بر جهان‌جوى تنگ آوريد
و به رسم منغلاى روان ساخته ، مبالغه كرد كه به تعجيل « 1 » از آب خجند بگذريد و آتش كين را به باد حمله افروخته با دشمن نبرد آوريد . [ بيت ]
سراسر همه دل پر از كين كنيد * ز كين ابروان را پر از چين كنيد

گفتار در گريختن لشكر امير حسين از هيبت حضرت صاحب‌قرانى و بازگشتن امير حسين

چون خبر توجه لشكر امير حسين به حضرت صاحب‌قرانى رسيد ، شامگاهى بود ؛ جهان از فراق آفتاب و تراكم حجاب « 2 » سحاب چنان تاريك ، كه فلك با چراغ ماه راه نمىديد و سحاب از ديدهء مردم « 3 » حسود دولت روزافزون مايه گرفته ، برفى عظيم مىباريد ، هوا چون رأى مخالفان تيره‌تر از قار و ابر چون دست دريانوال صاحب‌قران سيم‌بار . [ بيت ]
هوا پر ز ميغ و زمين پر ز برف * ز لب ره نبردى سوى گوش حرف
عالى حضرت گردون صولت [ بيت ]
در آن‌حال شد بىتوقف سوار * به نيروى تأييد پروردگار
و امير كيخسرو چون دولت در اين كار يار ، و به اتفاق با پانصد مرد روى توكّل به راه آورده ، نيم‌شب به گذار پارسين رسيدند و گذارها را گرفته ، فرمان شد تا برغو كشيدند و چون قوت دولت آسمانى ، هيبت حضرت صاحب‌قرانى در دل‌ها انداخته بود ، چنان لشكرى به آن كثرت و شوكت چون رمهء وحش به مجرد آوازى
هامش
( 1 ) . م : - به تعجيل . ( 2 ) . الف ، ع : - حجاب . ( 3 ) . م : از ديده و دم .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 364 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى