تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
فرمود ، و از آب گذشته مدت يك ماه بر سر چاه‌هاى موضع قراول توپه توقف نمود و از آنجا عازم ماخان گشت و نيك‌پى شاه نقد روان جان به حوالهء ديوان قهر و انتقام ، از وجه جنايت كفران نعمت « 1 » به قابض ارواح فرود آورد . [ مصراع ]
هركس كه چنان كرد چنينش آيد پيش « 2 »
و هرآينه [ بيت ]
هر كاو ز ولىنعمت خود روى بتابد * روزى بكشد كيفرش و چاره نيابد

گفتار در فرستادن صاحب‌قران گردون جلالت امير جاكو را پيش ملك حسين به رسالت

چون حضرت صاحب‌قرانى از مرو گذشته ، ماخان مضرب خيام نزول همايون گشت ، امير جاكو را به رسالت پيش والى هرات ، ملك حسين فرستاد . ملك ، مقدم او را به اعزاز و احترام تمام تلقى نموده ، از شرايط مراعات و محافظت جانب او هيچ دقيقه فرونگذاشت و نسبت با حضرت صاحب‌قرانى اظهار هوادارى و محبت جانى كرده ، در باب موافقت و مظاهرت مبالغه‌ها نمود و استدعا فرمود كه من به سرخس مىآيم ، اگر ايشان از آن طرف تشريف دهند « 3 » بنياد مودّت و موالات استحكام پذيرد و عقد موافقت و اركان معاضدت به عهد و پيمان مؤكّد و مشيّد گردد . و چون امير جاكو مراجعت نموده ، آن سخنان را به عرض رسانيد و حضرت صاحب‌قران پيش از آن مصاحب امير حاجى برلاس به آن‌طرف رسيده بود و بر عادت ناپسنديده و شيمهء غدر ، كه از آن دودمان در هرزمان به ظهور آمده اطلاع يافته ، چه امير نوروز پسر ارغون‌آغا كه در زمان سلطنت قزان خان كه صاحب حلّ و عقد ممالك خراسان بود ، عم ملك حسين ، ملك فخر الدين [ را ] - كه پدرش ملك
هامش
( 1 ) . الف ، ع : - نعمت . ( 2 ) . وزن اين مصرع مخدوش است . شايد : . . . چنين آيد پيش . ( 3 ) . ع : آرند .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 351 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى