تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
هرآينه برحسب « و هو حسب من يتوكّل عليه » « 1 » بر در هر مراد كه حلقهء آرزو بجنباند بىتوقف بگشايد و روى اميد به هر جانب كه آرد وفود مقصودش دو اسبه استقبال نمايد . [ نظم ]
نشد كس بر اسب توكل سوار * كه او را نشد صيد دولت شكار
دليلى روشن بر درستى و راستى اين سخن ، صورت حال خجسته مآل حضرت صاحب‌قرانى است كه چون كاروانيان را كه توقيف نموده بود ، اجازهء رفتن فرمود و به حضور ايشان متوجه صوب هرات شد . بعد از روان گشتن ايشان به منزل مبارك مراجعت فرمود و چندان توقف نمود كه كاروان از آنجا به قرشى تواند رفت . و بعد از آن عزم انتقام دشمنان جزم كرده كمر كوشش و اجتهاد بر ميان مردى بست و در آن حال زياده از دويست و چهل و سه كس ملازم آن حضرت نبودند . برحسب اشارت
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
« 2 » از كمال اخلاص و صدق نيت توكل بر خداى نصرت‌بخش كرده ، با آن نفر اندك متوجه قرشى شد كه در حوالى آن دو « 3 » هزار سوار با چندين امرا و سردار ، در كمين كين آمادهء رزم و پيكار نشسته بودند و اين امرى است وراى طور شجاعت و دلاورى و بيش از اندازهء پهلوانى و بهادرى . [ نظم ]
هست مخصوصان درگاه الهى را بسى * حالهاى بو العجب كان درنمىيابد كسى
و چون شبگير كرده به كنار آب آمويه رسيد ، هم در آن شب به نفس مبارك ، با چهل كس اسب در آب رانده به شناه بگذشتند و قريهء خستار را در ميان گرفتند ، تا كسى خبر به جايى نبرد و از آنجا كشتىها گرفته ، به آن طرف آب فرستاد تا بقيهء لشكر به كشتى عبور نمودند ؛ و از خواص دلاوران كه در آن يورش ظفر كردار ملازم بودند ، سيورغتمش اغلان بود و امير داود - كه اوماقش دوغلات بود و كلانتر خواهر حضرت صاحب‌قرانى ، قتلغ تركان‌آغا در حباله داشت - و امير جاكو برلاس و امير
هامش
( 1 ) . اشاره است بهوَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُطلاق / 3 . ( 2 ) . آل عمران / 159 . ( 3 ) . الف ، ع : دوازده .