تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
خاطر بزرگوار صاحب‌قران كامگار از وقوع آن حادثهء اندوه آثار ، بغايت پريشان گشت و ديدهء واقعه ديده‌اش چون دست دريانوال گوهرافشان شد . بيت « 1 »
از سيل اشك بر سر طوفان واقعه * خونابه قطره‌قطره به شكل حباب شد
و چون تدبير آن كار از حيّز اقتدار و اختيار اخيار و اشرار بيرون است دست وقار و اصطبار به حبل متين
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 2 » استوار داشت . بيت « 3 »
به هر كارى از نيك و بد چاره هست * بجز مرگ كش چاره نايد به دست
و از اعقاب سلطنت انتساب صاحب‌قران كامياب ، درّ درج ابّهت و تمكين ، سلطان بخت بيگم ، از صدف « 4 » عفت و جلالت آن بانوى بلقيس آيين است . بيت « 5 »
بهشت برين باد مأواى او * در آن روضه آراسته جاى او
و چون امير حسين خبر اين « 6 » واقعهء پروحشت - كه فى الحقيقه مقدمهء ماتم دولت و آغاز انهدام بنيان رفعت او بود - بشنيد ، هم از جهت ميل و محبت طبيعى كه لازم قرابت نسبى است خار مصيبت « 7 » و اندوهش در جان غمگين نشست و هم از آن جهت كه علاقهء خويشى سببى كه با حضرت صاحب‌قرانى داشت به كلى گسسته شد ، پشت اميدوارى و استظهارش بشكست . حال پريشانش به زبان تحسّر و درد به فحواى اين نظم نوحه‌گرى آغاز كرد . [ نظم ]
خواهر به خاك رفت و برادر بر آذر است * بادش به دست و دستش از اين نوحه بر سر است وان كس كه خويش بود و به او پشت و دل « 8 » قوى * بيگانه گشت و اين غم ازان غصه بدتر است
هامش
( 1 ) . م : - بيت ؛ الف : نظم . ( 2 ) . بقره / 156 . ( 3 ) . م : بيت ؛ ع : نظم . ( 4 ) . الف ، ع : صدق . ( 5 ) . م : - بيت ؛ ع : نظم . ( 6 ) . م : - اين . ( 7 ) . م : معصيت . ( 8 ) . ع : پشت خود .