تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
رسيده ، حقيقت امر بازنمايند . حضرت صاحب‌قران چون ساحت حالش از غبار آن افترا معرّا و مبرّا بود ، هيچ انديشه از آن ننمود و بىتوقف متوجه سمرقند شد . و امير موسى و على درويش و فرهاد چون از توجه آن حضرت خبر يافتند از بيم فضيحت و نكال و خوف خجالت و انفعال روى از آن هنگامه برتافتند و روان به جانب خجند شتافتند . بيت
به هر جا كه روى آورد راستى * فروغ دروغ آورد كاستى
اما چون آن سخن ، گوش‌زدهء امير حسين شده بود و تحقيق ناكرده بماند ، صاحب‌قران مؤيد دانشور به رأى انور كه از تلقين الهام دولت بر دقايق امور و خفيّات اسرار اطلاع داشت ، انديشه كرد كه به حكم « من يسمع يخل » 108 اختر هر خبر كه از افق گوش برآمده ، پرتوش از روزن صماخ به كاخ دماغ تابد ، البته عكسش بر پيشگاه ضمير افتد و دل از آن اثر يابد و اگر نيز جاى گير نيايد و نپايد ، وساوس هواجس نفسانى ، ترانهء اگرومگر سرايد ؛ و امير حسين را خود در اصل مزاج تلوّنى تمام هست شايد كه از آن معنى خرازه‌اى در خاطر او مانده باشد و بىشك ريش را اگرچه سر فراهم آيد اثرش بماند . بعد از اين بر جانب او اعتماد كردن به فتواى حزم - كه امتثال امرش بر ارباب دول واجب است - حرام مىنمايد . بنابراين خاطر خطيرش در آن باب تأملى مىنمود و به گام انديشه فرازونشيب آن قضيه مىپيمود ، و شير بهرام و بهرام جلاير خود بر امير حسين اعتماد نداشتند و پيوسته در معاملهء او نقش چاره بر لوح تدبير مىنگاشتند . تا روزى حضرت صاحب‌قران « 1 » ، مكنون ضمير منير با ايشان در ميان نهاد « 2 » و در آرزوى ، بر روى اميد ايشان باز شد ، و رازى كه پيشتر از خوف آن حضرت در سينهء انتظار پنهان مىداشتند بىحجاب به زبان آوردند ، كه : « امير حسين را دل با هيچ‌يك از ما راست نيست و رأى صواب در اين باب بر مخالفت او منحصر است ؛ هرچه زودتر به ترتيب لشكر اشتغال مىبايد نمود كه البته او بر قصد ما جازم است و بعد از فوت فرصت ، پشيمانى سود ندارد « 3 » » .
هامش
( 1 ) . م : قرانى . ( 2 ) . م : - نهاد . ( 3 ) . الف ، ع : چه سود .