تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
وجه را نقد كرده از عقب من روانه گردانى شايد » . و چون امير حسين به جانب سالىسراى روانه گشت ، حضرت صاحب‌قرانى در كش - كه مستقر دولت روزافزون بود - اقامت فرمود و آن وجه را نقد كرده از عقب امير حسين بفرستاد و به عزم شكار سوار شد .

گفتار در وقوع مخالفت ميان امير حسين و حضرت صاحب‌قران به واسطهء افساد مفسدان

بعد از آن ، شعبده‌باز روزگار ، طرح بازى نو « 1 » درانداخت و به مهرهء مكر در عرصهء تزوير منصوبه‌اى تازه بساخت . چه خاطر مردم به واسطهء حركت بىقانون از امير حسين متنفر شده بود و نهال كينه‌اش از رياض سينه‌ها سر برزده و همه مىدانستند كه تا حضرت صاحب‌قران با او متفق باشد « 2 » هيچ‌كس قدم جسارت در راه مخالفت او نتواند نهاد . لاجرم افساد آغاز نهادند و امير موسى و على درويش پسر بايزيد جلاير - كه برادرزن « 3 » او بود - و فرهاد ، به اتفاق « 4 » ، سر حقهء مكر و حيل برگشادند و به ارده خاتون سخن كرده مكتوبى نگاشتهء كلك كذب و بهتان به امير حسين فرستادند ، و ارده خاتون از خواتين ترمشيرين « 5 » خان بود و دختر او - كه مادر على درويش بود - در حبالهء امير حسين ؛ و مضمون آن تزوير نامه كه سمت
ما هذا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرىً
« 6 » داشت ، آنكه : « فلان‌كس يعنى صاحب‌قرانى نسبت با خان و با تو كه امير حسينى انديشهء مخالفت و جدال دارد و به ناخن نخوت سر سركشى و استقلال مىخارد ، از كردار و گفتار تو بغايت آزرده‌خاطر است و ملول ، و عزم رزم جزم كرده است و به ترتيب مقدمات آن مشغول » . و چون امير حسين بر آن نوشتهء بىحقيقت واقف شد ، آن صورت وحشت‌انگيز را با خان در ميان نهاد و به يرليغ او كسى فرستاد تا حضرت صاحب‌قران و جمعى كه آن معنى بازنموده‌اند به سمرقند پيش ارده خاتون جمع آيند و به غور آن سخن
هامش
( 1 ) . الف ، ع : از نو . ( 2 ) . ع : است . ( 3 ) . الف ، ع : برادرزاده . ( 4 ) . ع : - به اتفاق . ( 5 ) . الف : ترمشترين ؛ ع : ترمشرين . ( 6 ) . سبا / 43 .