تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
چون امرا از آنجا بازگشته به كش رسيدند و هركس از ايشان عزم آن كرد كه ايل خود را از جيحون بگذراند ، امير حسين ، حضرت صاحب‌قران را گفت كه : « خانه و ايل از آب گذرانيدن مصلحت است ؟ » آن حضرت جواب فرمود كه : « ايشان به عزم گذشتن رفته‌اند ، اما مرا همت رخصت نمىدهد كه ولايت را بگذارم كه به كلى لگدكوب غدر و بيداد بيگانگان گردد و يك‌بار ديگر سپاه جمع آورده ، با مخالفان در معرض مقابله خواهم آمد » . و امير حسين از آنجا متوجه سالىسراى شد و چون برسيد تمام ايل و اتباع خود را كوچانيده از آب عبور كرد و از پشته‌ها و عقبه‌ها گذرانيده به موضع شبرتو اقامت نمود و خبرگيران برگماشت تا اگر از توجه سپاه جته آگاه گردد به جانب هندوستان رود . و صاحب‌قران كامگار چون امير حسين از كش روان شد ، روى همت به جمع لشكر آورد و به حسن تدبير دوازده قوشون مرتب ساخت و تمور خواجه اغلان و چاورچى و عباس بهادر را با هفت قوشون از آن به رسم منغلاى روانهء سمرقند گردانيد و در آنجا چاورچى به شرب مشغول شد و سورت شراب در او تأثير كرده برحسب [ شعر ]
الراح كالريح ان مرّت على عطر * طابت و تخبث ان مرّت على الجيف
نيران شرارت كه در كانون اندرونش افروخته بود ، از روزن دهان زبانه زدن گرفت و داود خواجه و هندو شاه را تخويف كرد كه : « فلان‌كس يعنى حضرت صاحب‌قران به خاطر دارد كه شما را گرفته پيش امير حسين فرستد و او بىتوقف ، شما را نيست خواهد ساخت » . ايشان را خوف و هراس غالب شد و فرار اختيار كرده به جانب دشمن شتافتند ؛ و چون به موضع كوكنك رسيدند از لشكر جته ، كپك‌تمور پسر الغ‌توق تمور و شيراول و انكر چاق پسر حاجى بيگ به رسم منغلاى پيش آمده بودند ، ايشان را غجرجى شده ، به سر تمور خواجه اغلان و چاورچى و عباس آوردند و ايشان را هزيمت داده عقد جمعيت آن سپاه از هم فروگسست . حضرت صاحب‌قران چون از آن حال آگاه گشت دانست كه در كار دولت هنوز عقدهء تعويقى باقى است و سخت‌كوشى فايده نخواهد داد .