تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
برولداى « 1 » را جمع آورده ، عنان عزيمت به جانب بدخشان تافتند ؛ و چون به طايخان رسيدند در آب شور مذاق وفاق را از چاشنى
الصُّلْحُ خَيْرٌ
« 2 » شيرين ساخته ، با شاهان بدخشان از در مصالحت درآمدند و تلخى وحشت و مخالفت كه هرآينه موجب ترشرويى دولت تواند بود به كلى مرتفع شد و از آنجا به‌طرف ارهنگ بازگشتند و در آنجا از آب به جانب سالىسراى عبور نموده متوجه ختلان شدند و به چول درآمدند و از چول گذشته موضع دشت كولك مخيّم نزول فرخنده گشت ؛ شبانه - كه به حكم
وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً
« 3 » طباع ميل آرميدن كند - بعد از آنكه حضرت صاحب‌قرانى به عزم استراحت ، تخفيف جامه فرموده بود و پاى مباركش از سآمت صحبت موزه پرداخته ، امير حسين به استدعاى حضور آن حضرت ، كس فرستاد و چون توجه فرموده ، به مجلس درآمد از حاضران پولادبوغا بود و شير بهرام . امير حسين با حضرت صاحب‌قرانى ، شكوهء شير بهرام آغاز نهاد كه : « در چنين وقتى كه به دشمن رسيده‌ايم ، عزم ايل خود كرده ، جدايى مىجويد و به پاى مروت و وفا طريق موافقت و ولا نمىپويد » . صاحب‌قران كامگار او را به انواع ، نصيحت فرمود و سرزنش نمود اما جواب او بر فحواى مصراع
من گوش استماع ندارم ، لمن تقول « 4 »
98 محصور بود ، امير حسين را هرچند از آن لجاج و استبداد نايرهء غضب اشتعال مىيافت به حسب مقتضى حال تحمل اولى دانست . نظم
هرچند توانا بود و قادر مرد * هم گاه‌گهى خشم فرو بايد خورد
آخر الامر شير بهرام به صوب بلجوان روان شد و دراين‌حال به تحقيق پيوسته بود كه تغلغ سلدوز و كيخسرو لشكر جته را سر كرده « 5 » با بسى امراى جته پيش آمده‌اند و
هامش
( 1 ) . الف ، ع : يولداى . ( 2 ) . نساء / 128 . ( 3 ) . انعام / 96 . ( 4 ) . الف ، ع : يقول . ( 5 ) . ع : - سه كرده .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 295 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى