تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
امير موسى و امير جاكو برلاس و امير جلال الدين برلاس و امير هندوكه برلاس با جماعتى خبر حضرت صاحب‌قران شنيده‌اند و با جته مخالفت نموده از ميان ايشان بيرون آمده‌اند و به ترمد رسيده ؛ تولان‌بوغا را روانه كردند تا شبگير كرده از جيحون بگذرد و ايشان را كيفيت احوال اعلام كند . و چون از آنجا كوچ كرده به جلگهء « 1 » بلخ درآمدند امير « 2 » ابو سعيد پسر تايغو و منگلىبوغا سلدوز - كه از قلعهء اولاجو گريخته بود و پيش ابو سعيد كه داماد او بود رفته - و حيدر اندخودى ، هرسه با شش هزار مرد مكمل ، كمر عداوت بسته و دست جلادت گشاده ، صبحگاهى به معسكر ظفرپناه رسيدند و بر لب آب سياه - كه در ميان فاصل بود - جوشان و خروشان فرود آمدند و از طرفين گذار آب را گرفته كمين كردند . صاحب‌قران ظفر قرين « 3 » [ تيغ ] « 4 » برحسب اشارت « الحرب خدعة » 97 به نفس مبارك به كنار آب رفت و به هرگونه سخنان هوشمندانه و حكايات فريبنده ، آب تسكين بر آتش صولت و حدّت ايشان ريخت و هرآينه كاردان صاحب تأييد ، هنگام حدوث وقايع ، به حسن تدبير و لطف تقرير ، آن مقدار مصالح دولت رعايت نمايد كه از دست اقتدار هزار شمشيرزن خنجرگذار « 5 » برنيايد .
كارها راست كند عاقل كامل به سخن * كه به صد لشكر جرّار ميسّر نشود
سپاه آن طرف لب آب درهء گز گرفته مىرفتند و لشكر نصرت شعار ، كنار به كنار جوى قوت « 6 » مىراندند و از جانبين محل گذار مىجستند و مجال جنگ را مترصد فرصت بودند تا برابر بلخ رسيدند .

گفتار در جنگ امير حسين و حضرت صاحب‌قران مؤيد مظفر ، با ابو سعيد و منگلىبوغا و حيدر

چون عساكر طرفين به مقابل بلخ رسيدند از هردو جانب ، جوى عبد اللّه را در
هامش
( 1 ) . م : جلگاى . ( 2 ) . الف ، ع : - امير . ( 3 ) . الف ، ع : - قرين . ( 4 ) . در هرسه نسخه « تيغ » آمده كه ظاهرا زايد است . ( 5 ) . الف ، م : گزار . ( 6 ) . ع : - قوت .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 292 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى