( 762 ه . ق ) « 1 » ذكر لشكر كشيدن امير حسين به عزم رزم امير بيان سلدوز و مدد خواستن از امرا « 2 »
امير حسين نبيرهء امير قزغن در اين ولا از كابل توجه نموده ، آهنگ جنگ امير بيان سلدوز كرد و به ترتيب و تجهيز لشكر مشغول شد و ايلچى روان داشته از حضرت صاحبقرانى و امير بايزيد جلاير « 3 » و امير خضر يسورى مدد طلبيد . ايشان بعد از مشورت صلاح در آن دانستند كه حضرت صاحبقرانى و امير خضر يسورى ملتمس امير حسين مبذول دارند و امير بايزيد متوجه توغلق تمور خان شود تا امراى جته را مجال بدگويى و بدفرصتى نماند . امير بايزيد به امضاى آن رأى مبادرت نمود و چون به ولايت خجند رسيد و خبر شنيد كه توغلق تمور خان با مجموع لشكر بازگشته است و در كنار آب چو به آغرق خود پيوسته ، از آن انديشه كه داشت ايمن گشت و همانجا توقف نمود ، و از آنجانب حضرت صاحبقران و امير خضر با لشكرى آراسته :
به گه وقفه يكبهيك صف دار * به گه حمله سربهسر صف در
چرخ از زخم تيغشان به فزع * مرگ از نوك رمحشان به حذر
با هژبران بيشه هم بالين * با پلنگان كوه ، همبستر
هامش
( 1 ) . مطابق با مطلع سعدين .
( 2 ) . الف : - عنوان .
( 3 ) . م : - امير بايزيد جلاير .