بيت
به جايى كه كار اندرآيد به تنگ * جگر بايد آنجا و لختى درنگ
و به حسب رتبت ، رأى بر شجاعت اقدم است و افضل ، و فوايد تدبير از عوايد شمشير و تير ، اتم است و اشمل ؛ تيغ اگرچه در تيز زبانى آيتى است ، آيت فتح مبين از تلقين رأى رزين آموزد ، و سنان هرچند به ايوان ميدان شمعسان درخشان است ، شمع ظفر از پرتو تدبير صواب افروزد ؛ حكم شمشير اگر به پروانچه رأى مستقيم نفاذ يابد قبول آن به گردن دشمنان فرود آيد و پيغام تير اگر از تقرير « 1 » تدبير باشد در دل خصم جايگير افتد ، روشنى ديدهء اقبال از غبار معركه افزايد و در تاريكى معركه روشنى رأى مستنير دستگير آيد .
به هنگام تدبير يك راى نيك * به از صد سپاهى چو درياى ريگ
و مصداق اين سياق آن است كه چون امير حاجى برلاس از توجه سپاه جته متوهم شد و يورت قديم را مهمل گذاشته عازم خراسان گشت و از چول عبور كرده به كنار آب جيحون رسيد ، حضرت صاحبقرانى ،
نظم
جهاندار جمقدر گردون شكوه * قيامت نهيب « 2 » ستاره گروه
فلك قدر ، تيمور دريا نوال * كه بادا بر او رحمت ذوالجلال
به يقين دانست كه اگر بيش از اين خويشتندارى مىكند ، وطن اصلى به يكباره زير و زبر خواهد شد و مقام موروثى سمت قاعا صفصفا خواهد گرفت ، چه پدرش امير طراغاى در آن سال به جوار رحمت حق پيوسته بود .
نظم
پدر رفته و عم گريزان شده * ز بيگانه كشور پريشان شده
مخالف مسلط الوس در « 3 » خطر * گشاده عقاب بلا بال و پر
و در چنين حال باوجود آنكه سن مباركش هنوز از حدود بيست و پنج سالگى
هامش
( 1 ) . م : تقدير .
( 2 ) . ع : نهيب و .
( 3 ) . ع : پر .