عالم شيخ سيف الدين باخرزى - قدّس اللّه تعالى سرّه 88 - دفن كردند .
مصرع
مرقدش پرنور باد ، از شمع رضوان جاودان
ذكر لشكر كشيدن بيان سلدوز و شكسته شدن اميرزاده عبد اللّه « 1 »
به حكم ،
مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ
« 2 » قتل بيان قلى خان بر اميرزاده عبد اللّه ، مبارك نيامد و امير بيان سلدوز لشكر جمع آورده ، از حصار شادمان متوجه سمرقند شد و چون به حدود كش رسيد ، امير حاجى برلاس بن بورلغى بن نموله بن يسوكه « 3 » بن قراجارنويان با تمامت سپاه خويش به او پيوست و به اتفاق ، بر سر اميرزاده عبد اللّه آمدند و جنگ كرده ، او را براندند ؛ برادرانش و تمور شاه را كه به خانى برداشته بود از ميان برداشتند .
[ نظم ]
چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات
و اميرزاده عبد اللّه گريخته و از جيحون گذشته به بالاى بقلان به اندراب رفت و در آنجا به سر مىبرد تا وفات يافت و اتباع و اشياع امير قزغن مجموع متفرق شدند و امير بيان سلدوز و امير حاجى برلاس كه از نويينان كامكار و امراى نامدار و در آن روزگار به مزيد شوكت و اقتدار ممتاز بودند ، مملكت را در حوزهء تصرف آورده ، متصدى ضبط امور و نسق مصالح جمهور گشتند . و امير بيان سلدوز ، مردى حليم كمآزار بود اما به شرب مدام ، شعف تمام داشتى و مانند غنچه و لاله ، بىصراحى و پياله روزگار نگذاشتى چنانچه در سالى هفتهاى هشيار نبودى و به غير از نقش
[ مصراع ]
جز باده كه باد نيست ديگر باد است
در آيينهء پندار نه « 4 » . لاجرم به اندك زمانى انياب ذياب شر و شور ، تيز شد و هرج و
هامش
( 1 ) . الف : - « ذكر لشكر . . . عبد اللّه » .
( 2 ) . نساء / 123 .
( 3 ) . همهء نسخ : يسومنكا ؛ قبلا يسوكه ضبط شده است و منكايا مونكا پسر ديگر قراجارنويان است .
( 4 ) . ع : نديدى .