تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
اشكلچه شد كه اجداد او در جلگهء هرات به‌طرف جنوبى مايل به غربى شهر ساخته بودند و در آن‌وقت معمور بود و مشحون به ذخاير بسيار . و در شهور سنة ثلث و خمسين و سبمعائه ملك حسين « 1 » برحسب وعده‌اى كه كرده بود از اشكلچه عازم ماوراء النهر شد . چون به آنجا رسيد ، امير قزغن مقدم او را به اعزاز و اكرام تلقى نمود و به انواع نوازش مخصوص گردانيده نويد داد كه هرات را كه غوريان به برادر او ملك باقر داده بودند بازستاند و به او ارزانى دارد ، ليكن امراى الوس با ملك بد بودند و در هر وقت امير قزغن را بر آن مىداشتند كه او را بگيرد و چون امير قزغن سخن ايشان نمىشنيد ، اتفاق نمودند كه ملك را به قتل آورند كه بعد از وقوع ، كسى از ايشان بازخواست نخواهد كرد ؛ و چون امير قزغن از آن حال آگاه گشت ملك را طلب كرد و از قصد و انديشهء امرا خبر داده ، فرمود كه : « مصلحت آن است كه هم امشب متوجه ديار خود گردى تا گزندى به تو نرسد » . ملك وظيفهء دعا و ثنا بجاى آورده او را وداع كرد و به منزل خود بازگشت و چون شب درآمد ، سوار گشته « 2 » روى توجه به صوب هرات نهاد ؛ و چون بدانجا رسيد بىدهشت به شهر درآمد و در حصار به مسند حكومت نشسته ، كس فرستاد و ملك باقر را گرفته محبوس كرد . و از جمله وقايع كه هم در اين ايام وقوع يافت آن بود كه اميرزاده عبد اللّه پسر امير قزغن از سمرقند لشكر مرتب داشته به خوارزم رفت و آن را تسخير كرد و امير قزغن زمستان سالىسراى را مخيّم اقامت ساختى و در بهار به گلزار قرانور پرداختى و تابستان و خزان در « 3 » شهر ونك « 4 » رايت توطن افراختى و بيشتر اوقات صيد كردى و جانور انداختى . روزى از مراعات حزم ذاهل ، و از محافظت شرايط احتياط و تيقّظ غافل ، با ده پانزده كس بىسلاح ، از سالىسراى سوار شد و از جيحون عبور نموده ، در ارهنگ آهنگ جانور انداختن كرد ، شاهانه شاهين صيد
هامش
( 1 ) . ع : - حسين . ( 2 ) . ع : شده . ( 3 ) . ع : دور . ( 4 ) . ع : هونك .