( 761 ه . ق ) « 1 » ذكر حكومت اميرزاده عبد اللّه بن قزغن « 2 »
بعد از حادثهء امير قزغن ، اميرزاده عبد اللّه از سمرقند آمده ، متصدى منصب پدر گشت و امرا به متابعت و مطاوعت او اتفاق نمودند و در اوايل حال بيان قلى را برقرار سابق به خانى مقرر و ممكّن داشت و چون در زمان حيات پدر مدتى به سمرقند به سر برده بود و به متنزّهات دلكش آن ديار فردوسوش خوپذير شده ، خواست كه مركز رايت دولتش همانجا باشد ، عازم سمرقند شد و بيان قلى خان را با خود ببرد ؛ و هرچند امير قوتغو و ديگر امرا و اركان دولت پدرش از راه نصح و دولتخواهى عرضه داشتند كه مقام اصلى را گذاشتن از رعايت حزم « 3 » دور است ، اصلا سودمند نيفتاد .
[ نظم ]
آنكس كه نصيحت ز عزيزان نكند گوش * بسيار بخايد سر انگشت ندامت
و در آنجا هم در آن سال بنابر غرضى فاسد و نظرى كه با حرم بيان قلى خان داشت ، به قتل او اقدام نمود و تمور شاه اغلن پسر ييسون تمور خان را بهجاى او به خانى بنشاند و نعش بيان قلى خان را به بخارا نقل نمود ، به جوار مزار مكرم شيخ
هامش
( 1 ) . مطابق با مطلع سعدين .
( 2 ) . الف : - « ذكر حكومت . . . قزغن » .
( 3 ) . ع : حزم و احتياط .