( 746 - 759 ) ذكر خروج امير قزغن
چون قزان سلطان خان بن يسون اغلن در شهور سنة ثلث و ثلثين و سبعمائه موافق طوشقانئيل « 1 » در الوس جغتاى « 2 » خان بر سرير خانى قرار يافت ، دست تسلط و تعدى برگشاد و پاى طغيان از جادهء عدل و نصفت بيرون نهاده « و الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظّلم » 85 ، خلايق از آسيب ظلم او بجان آمدند و مردم از نكايت بيدادش به فغان . چه سياست و قهرى « 3 » به افراط داشت ، چنانچه امراى الوس را كه به قرلتاى طلب داشتى هركس از غايت وهم در خانهء خويش رسم وصيت بجاى آوردى و بعد از آن متوجه او شدى .
[ نظم ]
ز بس جور آن خسرو سختگير * ز مردم سراسر برآمد نفير
امير قزغن كه از عظماى امراى عهد بود و اوماق او تبيت « 4 » با بعض امراى الوس جغتاى اتفاق نموده ياغى شد ، و در سالى سراى به جمع « 5 » و ترتيب لشكر مشغول گشته ، عزم محاربهء او كرد و قزان سلطان خان چون واقف شد با لشكرى متوجه دفع او گشت و از قهلغه گذشته در صحراى قريه درهزنگى به تاريخ سنهء ست و اربعين و
هامش
( 1 ) . الف : توقئيل ؛ كلكته : تخاقوئيل .
( 2 ) . ع : جغداى .
( 3 ) . ع : سياست قهر .
( 4 ) . ع : ببيعت .
( 5 ) . ع : تجميع .