و چون در اين كتاب - كه سبب تأليف و كيفيت وضع مقدمه و مقالاتش در ديباچه سبق ذكر يافته - نوبت بيان به اين مقاله رسيد ، حضرت سلطنتپناهى - كه خامه به تجديد در اين مجمل به ذكر القاب خجستهفالش فايز گشت - التفاتى كه به ذات شريف در جمع و ترتيب اين تصنيف از اوّل بار « 1 » مىفرمود سمت ازدياد و تضاعف پذيرفت و مجموع نسخ مذكور را از منظوم و منثور ، تركى و فارسى از تمام ممالك طلب داشته ، جمع آمده بود و آماده نهاده و هنگام توجه مبارك به آن شغل فرخنده ، سه طايفه مردم ، از خواننده و داننده و نويسنده در حواشى بساط جلالت مناط از سر تيقظ و احتياط به اقامت وظايف خدمت قيام مىنمودند و بخشيان تركى « 2 » و سخندانان فارسىزبان هريك نسخهاى از آن نسخهها مىخواندند و در هر واقعه جمعى كه گاه وقوع آن حاضر بودهاند ، اوضاع آن را چنانچه به رأى العين ديده بودند عرضه مىداشتند و بعد از اطلاع بر مضمون نسخ و تقرير ارباب وقوف و خبرت و تكرار « 3 » استكشاف و استفسار نقير و قطمير آن ، آنچه خاطر عاطر آن حضرت به صحت و راستى آن جزم مىنمود به زبان درربار گهرنثار ادا فرموده ، نويسندگان به قيد كتابت درمىآوردند و به تكرار آن را بازخوانده محقق و مقرر مىگشت ، و اگر جزوى امرى در عقدهء ابهام و اشتباه مىماند يا مخالفتى ميان نسخ و راويان واقع مىشد ، رسل و رسائل به اطراف ممالك ارسال مىرفت و از معتمدان صاحب وقوف كه در آن قضيه ، اعتمادى بر سخن ايشان بيشتر بود « 4 » ، استفسار كرده مىشد و بدين طريق قصهقصه تحقيق نموده ، در مجلس همايون قلمى مىگشت و چند نوبت بازخوانده تصحيح مىيافت . چنانچه جمع اين تاريخ و نسق وضع و ترتيب آن و ايراد هر قضيه « 5 » در محل مناسب كه تأليف كتاب عبارت از آن است مطلقا از حسنات حسن التفات و نتايج خاطر فياض آن حضرت است .
و بعد از آن بهحسب فرمان به عبارتى كه قرار بر آن گرفته سمت تحرير
هامش
( 1 ) . ع ، م : باز .
( 2 ) . فقط در نسخهء « ع » .
( 3 ) . م : تكرر .
( 4 ) . ع : بوده ؛ م : - بود .
( 5 ) . ع : قصه .