تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
غايت ترفيع شرفات قصر سلطنت و جهانبانى معظمات امور را مجموع به نفس همايون خود التفات مىفرمود و با آنكه تمام ممالك اسلام از ايران و توران ، جولانگاه يكران فرمان آن حضرت شده بود ، همت عالىنهمتش در هيچ‌حال از توسيع دايرهء حكومت و تفسيح عرصهء مملكت ، شبى يا روزى ، غافل و ذاهل نغنود و نياسود ؛ در اثناى سفر بود كه از زين سمند لشكركشى و كشورگشايى به سرير پادشاهى و فرمان‌روايى برآمد و با سلطنت روى زمين ، هم در اثناى سفر دعوت حق را اجابت نمود و تخت شاهى به تختهء تابوت رحمت نامتناهى الهى بدل شد - نور اللّه مضجعه بانوار الرحمة و الرضوان - لاجرم چندان بدايع وقايع كه آن مؤيد گيتىستان را روى نموده و آن مقدار آثار غريب و اتفاقات عجيب كه بر رأىهاى رزين و تدبيرات اصابت آيين آن صاحب‌قران سعادت‌قرين ترتب پذيرفته ، از هيچ نامدار سپهر اقتدار ، از اساطين سلاطين و عظماى ملوك كامگار عشر عشير آن مروى نيست . [ مصراع ]
وان كه گويد كه هست ، گو بنماى
و مزيت ديگر تبيين جزئيات قضاياست و بازنمودن نقير و قطمير آن ؛ چه بيان كيفيت هر قضيه و تفتيش از چگونگى وقوع آن به تفصيلى كه در اين صحيفه ظفر التزام رفته ، در هيچ نسخه از تواريخ ملوك متقدم و متأخر اتفاق نيفتاده ، با آنكه صاحب منظومهء تركى گفته كه بعضى از غرايب امور كه آن حضرت به نفس مبارك خود متصدى آن شده بود ، نگذاشت كه به سلك تحرير درآيد كه شايد : [ مصراع ]
كه مردم بعد از اين باور ندارند
و حمل بر تكلف و تصلف نمايند و بدين سبب بسيارى از بدايع وقايع و محاربات كه آن حضرت را در اوائل احوال دست داده ، ناگفته ماند ، و هركه از مبادى تا مقاطع اين كتاب به نظر تأمل و تدبر درآورد و از طور و طرز نظاير و اخوات او
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 245 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى