تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
غره جبين آفرينش ، و روشنى ديدهء اهل دانش و بينش ، خلاصهء كارخانه ايجاد و تكوين ، صورت لطف و رحمت ارحم الراحمين . [ نظم ]
نشاننده شاه و ستاننده گاه * روان گشته فرمانش بر هور « 1 » و ماه « 2 » نگهدار كيهان و پشت مهان * سر تاجداران و شاه جهان
وارث ملك سليمان ، سمىّ خليل الرحمن ، المؤيد من السماء ، المظفر على الاعداء ، مطرّز شعار شرع سيد المرسلين ، قهرمان الماء و الطين ، المنظور بانظار الطاف الملك المنان ، مغيث الحق و السلطنة و الدنيا و الدين ، ابو الفتح ابراهيم سلطان ، خلّد اللّه تعالى فى مراضيه مآثر ملكه و سلطانه و افاض على العالمين ذوارف « 3 » فضله و احسانه . [ نظم ]
در آن قسمت كه بخششها نمودند * دو ابراهيم را رتبت فزودند يكى دولت‌سراى ملت آراست * يكى شد كار ملك از عدل او راست از ان گشت آتش سوزنده ريحان * وزين نار ستم شد نور احسان از ان شد خانه‌اى در مكه پرنور * وزين ملك سليمان گشت معمور شكست آن يك بت آزر بچستى * وزين يك دين احمد را درستى شد اسماعيل آن را كيش قربان * وز اسمعيل اين قربان سزد « 4 » جان زهى نامى كه هست از بخشش عام * حروف ابرويم ز آغاز و انجام ميان ابرويم زين نام ايمن * دو چشم هاى همت گشته روشن جهانبانى « 5 » از اين نام بلند است * سرير سلطنت زو ارجمند است
لاجرم زمزمه زبان حال و مقال صغار و كبار فحواى اين گفتار است . [ نظم ]
خدايا به رحمت نظر كرده‌اى * كه اين سايه بر خلق گسترده‌اى دعاگوى اين دولتم بنده‌وار * خدايا تو اين سايه پاينده دار
هامش
( 1 ) . الف : حور . ( 2 ) . م : مور و مار . ( 3 ) . م : دوارق . ( 4 ) . ع : سرو . ( 5 ) . الف ، ع : جهان‌نامى .