نظم
مملكت را به راى داده نسق * كار شاهى گرفته زو رونق
افسر از فرق او فراخته سر * تخت را فرّ طلعتش زيور
على سلطان
كه از نسل اگتاى خان بود و بر ييسون تيمور خان خروج كرد و پاى به ناحق و تغلب بر تخت خانى نهاد و خزانهء خان را به غارت داد و عهدنامهء قبل و قاجولى كه به توقيع تومنه خان موشّح بود و چنگيز خان و قراجار نويان تجديد عهد كرده ، خط بر آن نهاده بودند ، عرضهء تلف كرد .
بيت
ستمگر چو شد قهرمان سپاه * شود كار دولت سراسر تباه
محمد بن پولاداغل بن كونجك خان بن دوا خان
و او خانى بود به استحقاق ، پادشاهى از سلاطين روزگار ممتاز و در ظلم و عدل در زمان همايون او پيوسته فراز و باز .
نظم
جهاندار عادل كه در عهد او * درآمد دگر آب دولت بجو
خللهاى پيشين تدارك نمود * شب فتنه را عهد او صبح بود
قزان سلطان بن يسون
كه در شهور سنهء ثلاث و ثلثين و سبعمائه در ماوراء النهر بر تخت خانى نشست و در آن عهد متصدى تخت ايران ، ابو سعيد بهادر خان بود و در تخت ايران سه سال ديگر پادشاهى راند و ديگر خانان چنگيزنژاد كه بعد از ابو سعيد بهادر خان بر تخت ايران سلطنت كردند ، مثل ارپه خان و موسى خان و محمد خان و طغاى تيمور خان و ساتى بيگ دختر سلطان محمد خدابنده ، الجايتو خان و سليمان خان و نوشيروان