تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و از جملهء وقايعى كه در زمان آن خان عالى مكان واقع شده ، آن است كه لشكر كشيده متوجه هندوستان شد و تا به در دهلى تاخت كرد و چون ظاهر شهر ، معسكر ظفر قرين او گشت ، والى دهلى تحفه‌اى چند به رسم پيشكش با جمعى اكابر و اعيان بيرون فرستاد و از آنجا نهضت نمود و گجرات را نيز تاخت كرد ، سالم و غانم به الوس خود بازگشت و برادرزاده‌اش بوران بن دواتيمور خان بن دوا خان كه از حليهء اسلام عارى بود ، از جته لشكر كشيده ، به تاريخ سنهء ثمان و عشرين و سبعمائه ، در حوالى كش در قوزى منداق ، ترمشيرين خان را به درجهء شهادت رسانيد و او را به قريه‌اى از نواحى سمرقند دفن كردند و او خال « 1 » الجايتو - سلطان محمد خدابنده - بود و بوران هرچند در فرماندهى تمكّنى نداشت ، پس از پادشاه‌زادگان الوس جغتاى و امراى بزرگ آن الوس را مثل دورچى پسر ايلچيكداى « 2 » خان و اتابك و امير جاودو و غيرهما را به تيغ غدر بگذرانيد .

جنكشو خان

پسر ابوكن‌اغل بود و خان جهان‌پرورى كه داد مظلومان از ظالمان و مراد محرومان و محتاجان به قهر و لطف بستدى و بدادى و گاه كين از چين جبين سياست و مهابتش لرزه بر اندام بهرام خون‌آشام افتادى . بيت
به رزم اندرون زهر و ترياك سوز * به بزم اندرون ماه گيتىفروز نمايندهء شب به روز سفيد * گشايندهء گنج پيش اميد

ييسون تيمور خان

برادر جنكشو خان ، كامكارى چهرهء دولت و رايت سلطنت به راى و رويت افروخته و افراخته . جهاندارى خرمن ظلم و كار مظلومان به سياست و عدالت سوخته و ساخته .
هامش
( 1 ) . متن : خان . ( 2 ) . الف : ايكجيلداى .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 217 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى