خان ، مجموع معاصر او بودند و منشور آوازهء همايون حضرت صاحبقرانى در ايّام پادشاهى قزان سلطان خان به طغراى :
بيت
آمد به وجود و گفت اقبال به بخت * اين است به حق درخور و شايسته تخت
به مباركى و سعادت موشّح گشت و مضمون :
بيت
بشرى فقد انجز الاقبال ما وعدا * و كوكب النصر فى افق العلا سعدا
به ادا رسانيد و شرح احوال قزان سلطان خان و ديگر خانان كه بعد از او در الوس جغتاى بودهاند ، به ترتيبى كه شمرده مىشود و در اثناى مقالهء اول ، به محل خود خواهد آمد . و مدت سلطنت جغتاى خان و اولاد و اسباطش تا قزان سلطان خان يكصد و نه سال بوده .
بيست و سيوم ، دانشمندچه « 1 » خان از نسل اگتاى قاآن ، او را چون پادشاهى آن الوس ، چون نسبتش به جغتاى خان نمىرسيد « 2 » :
بيت
و ليكن شد از گردش روزگار * به بىراه فرمان ده آن ديار
بيست و چهارم ، بيان قلى خان پسر سورغدواغلن « 3 » بن دوا خان .
بيست و پنجم ، تيمور شاه خان بن ييسون تيمور خان بن ابو كن بن دوا خان .
بيست و ششم ، تغلق تيمور خان بن ايمل خواجه بن دوا خان و بعضى احوال او مفسّر اين شرحپذير خواهد گشت و مدفن او الماليغ است ، به قبّهاى كه جهت او احداث كرده بودند و به عرف آن ديار مدفن سلاطين را التون مىگويند .
بيست و هفتم ، الياس خواجه پسر تغلق تيمور خان .
بيست و هشتم ، كابل شاه پسر دورچى بن ايلچيكداى « 4 » بن دوا خان .
هامش
( 1 ) . س : دانشمندجه .
( 2 ) . الف : « نمىرسيد » تكرار شده است .
( 3 ) . الف : غدواغل ؛ براساس نسخه بدلهاى چاپ اورنبايف اصلاح شد .
( 4 ) . الف : ايكجيلداى .