تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
سنهء اثنى و ستين و ستمائه موافق اودايل ، آلغو را از ميان برداشته به استقلال به خانى نشست و او خانى بود نيك‌نهاد كم‌آزار و سلطانى بسيار حلم بردبار . نظم
بدان‌گونه خانى ز مادر نزاد * حليم و كم‌آزار و نيكونهاد در ايام او فتنه نگشاد دم * نگشت از ستم خاطر كس دژم
الوس جغتاى در ايام سلطنتش از ميامن ضبط و شهامت ايجل‌نويان به غايت خوش بود و آبادان و خلايق در سايهء حمايت و رعايت او مرفّه و شادمان . بيت
لشكرى آسوده بودند و رعيّت بىگزند * بازوى دولت قوى شد رايت نصرت بلند

براق خان بن ييسو قرا بن مامكان « 1 » بن جغتاى خان

[ نظم ]
كه از كان امكان چنان گوهرى * ز خانان و كيهان چو او سرورى به هر عهد نايد ز دوران پديد * در كينه را خنجرش بد كليد
و در اوايل شهور سنهء ثلاث و ستين و ستّمائه موافق بارس‌ييل به اتفاق شاه‌زادگان و امرا و خواتين ، خانى برو قرار گرفت و بر تخت پادشاهى نشست و ايجل‌نويان او را كاسه داشت و تمامى امرا و شاه‌زادگان نه بار زانو زدند و در زمان او امير ايجل به‌طرف آذربايجان پيش توكدر اغل رفت و چون براق خان بر سرير خانى متمكن گشت ، ميان او و قيدو خان بن غازى اغل بن اگتا قاآن مخالفت افتاد و بعد از منازعت بسيار از جانبين مصالحت جستند و عهد و پيمان بستند ، مقرر بر آن‌كه : نظم
به يارى قيدو سپاه براق * بگيرد خراسان و ملك عراق كه ايران‌زمين تختگاهى نكوست * سزاوار ييلاق و قشلاق اوست
هامش
( 1 ) . متن : كامكار .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 209 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى