و استقامت بگرديد امير قراجار نويان را وصى ساخت و فرزندان را به او سپرد . خانهء اميد از مرادات دنيوى بپرداخت و به هفت ماه پيش از اگتا قاآن در ذى القعدهء سنهء ثمان و ثلاثين و ستّمائه موافق اودئيل از اين سراى فانى رحلت كرد .
بيت
بر هيچ آدمى اجل ابقا نمىكند * سلطان مرگ هيچ محابا نمىكند
و بعد از وفات او ، نويين مشار اليه برقرار معهود ، به ضبط و نسق امور مملكت و سلطنت و كفايت مصالح و مهمّات جمهور خلايق از لشكرى و رعيّت به نوعى قيام مىنمود كه مزيدى بر آن متصوّر نبود .
بيت
داده عدل جور سوزش داد عالمپرورى * در زمانش هم رعيّت خوشدل و هم لشكرى
رايت امنوامان را در ممالك برافراشت و بر در و ايوان گيتى نقش نيكويى نگاشت .
قرا هلاگو خان بن مامكان بن جغتاى خان
كه چون بعد از وفات جغتاى چند سال بگذشت قراجارنويان او را به خانى برگزيد و سرير سلطنت به جلوس او زينت بخشيد .
نظم
سر تخت خانى ز نو شد بلند * به آن شاه فرزانهء ارجمند
جهاندار پيلافكن شيردل * ز ابر كفش گشته دريا خجل
يسون منكه بن جغتاى خان
كه برحسب اشارت گيوك خان كه
بيت
پسر تا بود چون نبيره كلاه * به سر برنهد برنشيند به گاه
قراجارنويان ، قراهلاگو را عزل كرد و او را به تاريخ شعبان سنهء ثلاث و اربعين و