نظم
بفرمود تا نامدار آلغو * كه از پايدار جغاد آيد او
شتابان بود با سپاه بزرگ * به مردى نگهدارد اقليم ترك
و چون آلغو به الوس جغتاى آمد ، لشكر از هر طرف رو به او نهاد و به اندك زمانى سپاه بسيار پيش او جمع شد . شوكت و مكنتى تمام حاصل شد و خزاينى كه از ايران زمين به اردوى بزرگ مىفرستادند ، تصرف نمود . ميان او [ و ] ارتقبوكه ، مخالفت افتاد و به مقابله و مقاتله انجاميد و نوبت اول كه ارتقبوكه به عزم رزم او سپاه كشيد و جنگ واقع شد ، شكست بهطرف آلغو افتاد و چون ارتقبوكه بازگرديد ، آلغو به ترتيب سپاه مشغول شد و امير ايجل بن قراجارنويان لشكرها جمع آورده ، به او ملحق شد و چون الوس جغتاى بر او جمع آمده ، متوجه به جنگ ارتقبوكه شد و او نيز با سپاهى تمام روى به جنگ و دفع آلغو نهاد و چون لشكر جانبين بههم رسيدند و صف كشيدند ، آلغو در اين نوبت به نفس خود حمله كرد و دستبردى نمود كه پاى ثبات مخالفان از جاى برفت و ارتقبوكه با لشكرش پشت بركرده روى به گريز نهاد و مسعود بيگ پسر صاحب يلواج بخارى كه به وزارت ارتقبوكه موسوم بود به خدمت آلغو شتافت و به شرف پاىبوس سرافرازى يافته ، ملحوظ نظر عنايت گشت و چون آلغو مظفر و كامكار به الوس بازآمد ، در اواخر شهور سنهء ثمان و خمسين و ستّمائه موافق قوىييل در الماليغ بر تخت خانى نشست و ارغنه دختر ارتقبوكه را به حبالهء خود درآورد و مدّت چهار سال در سلطنت و كامرانى بگذرانيد و از او دو پسر ماند دوبا و قيان و بعد از آن وديعت حيات به قابض ارواح سپرد .
بيت
نيافروخت در پيكرى شمع جان * كه نفشاند باد فنا ناگهان
مباركشاه بن قراهلاگو
چون به سن تميز رسيد به معاونت امير ايجل بن قراجارنويان برلاس ، در شهور