ييلاق مايين - كه از توابع طارم است - متولد گشت و در شوال سنهء اثنى عشر و سبعمائه متوجه شام گشت و قلعهء رحبه را محاصره كرد و به صلح بازگرديد . در آن وقت شاهزادگان الوس جغتاى به خراسان تاخت كردند و غارت كرده بازگشتند و سلطان ابو سعيد بهادر را به حكومت خراسان نامزد كرد و امير سونج را به اتابكى و امير الامرايى تعيين كرد و امرا و اركان دولت ، هريك پسرى يا برادرى ملازم كردند و الجايتو سلطان در شب عيد رمضان سنهء ستّ عشر و سبعمائه وفات يافت و در گنبد ابواب البر ، كه در قلعهء سلطانيه ساخته بود ، دفن كردند . مدّت سلطنتش دوازده سال و نه ماه و مدّت حيات سى و پنج سال و نه ماه بود و از آثار او شهر و قلعه سلطانيه است كه بنا كرده .
ابو سعيد خان بن الجايتو
چون خبر وفات پدرش به خراسان رسيد با امير سونج عزيمت عراق كرد و چون به عراق رسيد به تاريخ صفر سنهء سبع عشر و سبعمائه موافق ايتئيل در سن سيزده سالگى بر تخت خانى نشست و رسم و آيين پدر در دادگسترى و رعيّتپرورى تازه گردانيد و در آنوقت اكرنجى و قورمشى كه از قوم كراييت بودند به امير چوپان مخالف شدند و سلطان طرف امير چوپان داشت ، بدان سبب ايشان عصيان نموده ، با سپاه گران از نخجوان متوجه سلطان شدند و در موضع زنگانرود با لشكر سلطان مقابله نموده ، اتفاق محاربه افتاد و سلطان باوجود صغر سن سبقت نموده ، پيش از همه در ميدان راند تا امرا به سبب شجاعت او قوىدل شدند و ايشان را بههم برشكستند و تمامت را طعمهء ضرغام بلا و كشتهء صمصام فنا گردانيدند و بدين سبب ، به تاريخ عشرين رجب سنهء تسع عشر و سبعمائه ، لقب بهادرى اضافهء اسم سلطان گشت و چون در اوايل دولت به سن درنيامده بود ، مدار مملكت بر امير چوپان سلدوز بود ، چنانچه بر او از جهاندارى نامى بيش نبود و در سنهء خمس و عشرين و سبعمائه امير چوپان از راه گرجستان به بلاد اوزبك خان رفت و غارت