غازان بن ارغون خان
كه در سلخ ذى الحجهء سنهء اربع و تسعين و ستّمائه موافق بيچينييل ، در سن بيست و پنج سالگى بر تخت خانى نشست و حق سبحانه تعالى او را به شرف اسلام مشرف گردانيد و از نتيجهء عدل و مهابت و كرم و شوكت او تمام مغول كه در ايرانزمين بودند مسلمان شدند و اهل اسلام به اعتقاد تمام او را دوست داشتندى و در عهد او تاريخ خانى كه ديوانيان ايران بدان حساب مىكنند ، در سنهء احدى و سبع مائه موافق بارسييل وضع كردند .
چون بر سرير مملكت ممكّن گشت ، طغاجار را به حكومت روم فرستاد و امير نوروز را كه مدار مملكت بر او بود به خراسان نامزد كرد . در آن ولا شاهزادگان سوكاى و ارسلان با غازان خان ياغى شدند 68 و غازان خان به جنگ ايشان رفت و ارسلان را دستگير كرده به قتل آورد و چون غازان خان مخالفت ايشان را از حيلهء طغاجار مىدانست ، بعد از فراغ كار ايشان خرمنچى « 1 » را به روم نامزد كرد و به اميران روم يرليغ فرستاد تا طغاجار را به ياسا رسانيدند . و امرا كه در روم بودند ، بعد از مدّتى ، با غازان خان مخالف شدند و غازان خان امير قتلق شاه را در تاريخ سنهء ستّ و تسعين و ستّمائه با لشكرى بفرستاد تا ايشان را مطيع و منقاد گردانيد و هم در آن سال وزارت را بعد از قتل خواجه جمال الدين دستجردى باز به خواجه احمد خالدى داد و او بدعت قبچور از ولايت برداشت و رسم تمغا بنهاد . و خواجه صدر الدين ، به جهت آنكه امير نوروز و برادر او به غايت صاحب وجود و صاحب اختيار بودند ، اختيارى نداشت . پيش غازان خان بدگويى امير نوروز كرد كه او با سلطان مصر اتفاق كرده ، قصد ايران در خاطر دارد و به حيله و تزوير ، اين معنى در خاطر سلطان بنشاند . سلطان برادر نوروز را حاضر كرده يرغو پرسيد و چون گناهى ثابت نشد ، خواجه صدر الدين تزوير كرده خطى از زبان برادرش نوروز به غدر سلطان نوشته بود و در مستى در قبترغهء « 2 » او نهاده ، گفت : « او را بكاويد » . چون
هامش
( 1 ) . متن : جرمجى .
( 2 ) . جامع التواريخ : قابتورقاى ؛ سنگلاخ : قابتورغاى .