تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
منهزم شد و ارغون خان در ربيع الاول « 1 » سنهء تسعين و ستّمائه در قراباغ اران درگذشت و او را نزديك سجاس در كوه تبرزير به قرب مزار متبرك قيدار پيغامبر - على نبينا و عليه الصلاة و السلام - به دخمه‌اى كه از براى او ترتيب كرده بودند ، دفن كردند 65 و حوالى آن را قرق ساختند و آن موضع به قرق ارغون مشهور است . مدّت سلطنتش هفت سال بود .

گيخاتو خان بن اباقا خان

در زمان سلطنت برادر در روم بود و چون بعد از وفات او از روم بيامد و او را بر تخت نشاندند . امير سنكوتور بن ايلكان نويان را كه از امراى بزرگ بود با لشكرى گران و بعضى از خواتين و ديگر امرا به جانب اران فرستاد و خود به جهت دفع جمعى از ياغيان باز به حدود روم رفت و زمستان آنجا بود و آن مهم كفايت كرده ، بازگشت و به تبريز آمد و گيخاتو در مباشرت افراط كردى و ذكور و اناث فرق نكردى و در وقت وفات ارغون خان ، اتابك افراسياب فضلوى در لرستان خروج كرد . و گيخاتو در بذل وجود مبالغت مىنمود ، چنان‌كه محصول مملكت به همت او وفا نمىكرد و در سنهء ثلاث و تسعين و ستّمائه خواست كه در ايران به شيوهء ختا ، چاو روان كند 66 و چون تدبيرش خطا بود ، ميسر نشد و فتنهء عظيم پديد آمد . در اثناى آن حال بايدو خان بن طراغاى بن هلاگو خان خروج كرد و امرا و اركان دولت گيخاتو ، به سبب حركات ناپسنديده كه ازو صادر مىشد 67 بد بودند ، طرف بايدو گرفتند و چون بايدو قوّت گرفت در بغداد محمد سكورجى « 2 » را بكشت كه حاكم آنجا بود و از آنجا متوجه تبريز شد و در شهور سنهء اربع و تسعين و ستّمائه او را آگاهى دادند كه بعضى از امرا به بايدو خان اتفاق كرده‌اند ، غدر خواهند كرد . بعضى از آن امرا كه حاضر بودند ، ايشان را در اران بگرفت و بند كرده ، در قلعه محبوس داشت . بعد از آن امراى ديگر بوقا و طغاجار را به حدود بغداد به محاربهء بايدو خان فرستاد و در
هامش
( 1 ) . متن : صفر . ( 2 ) . متن : شكرجى .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 187 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى