محمد صاحب ديوان مقرّر كرد . بعد از مدّتى ارغون خان با احمد خان مخالفت ورزيد و جمعى از شاهزادگان متفق شدند . احمد خان لشكر بياراست و به قصد ارغون خان متوجه خراسان شد و در دامغان غارت و قتلعام كرد . ارغون قوت مقاومت نداشت . در قلعهء كلات متحصن شد . احمد خان ، اليناق را كه داماد او بود بفرستاد و ارغون را استمالت داده به دلخوشى بيرون آورد و پيش او برد . اليناق در خفيه با احمد خان در قتل ارغون خان مبالغه نمود . او مسموع نداشت و ارغون را محبوس كرده به اليناق سپرد و عزيمت اردو كرد و در غيبت او امير بوقاى ، چينگ سانگ و جمعى از هواخواهان ارغون متفق شده ، او را به شب از حبس بيرون آوردند و بر سر اليناق و احمد خانيان شبيخون برده ، ايشان را به قتل آوردند و چون احمد خان از احوال اليناق خبردار شد بگريخت و بهطرف قزوين رفت و در ظاهر قزوين به اميرتولاى تيمور - [ كه ] از امراى ارغون بود - رسيد . او را با پسران به قتل آورد و از آنجا راه گردانيده تا حدود سر او هيچجا آرام نگرفت . در آنجا لشكريان ارغون او را بشناختند و دستگير كرده پيش ارغون بردند و ارغون او را به قتل آورد و مدّت سلطنتش دو سال بود .
ذكر ارغون خان بن اباقا خان
كه بعد از عم به پادشاهى نشست و خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان را به تهمت آنكه اباقا خان را زهر داده بود 64 ، در ظاهر اهر « 1 » از ولايت تبريز به قتل آورد [ و در آنوقت امير بوقاى و امير توركتاى از دشت خزر با سپاه گران به جنگ ايران آمدند « 2 » ] . ارغون خان ، طغاجار و جمعى از امرا را به جنگ ايشان بهطرف قراباغ فرستاد و امير چوپان سلدوز را در عقب ايشان روان كرد و در ربيع الآخر سنهء ثمان و ثمانين و ستّمائه جنگ كردند و امير چوپان در آنجا مردىها نمود و لشكر اوزبك
هامش
( 1 ) . متن : ابهر .
( 2 ) . مطالب داخل [ ] در تاريخ گزيده چنين آمده است : « از دشت خزر از پيش امير تغتاى امير بولتاى با سپاهى گران به جنگ ايران آمد » .