تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
الوس جغتاى به خفيه به توكدر جغتاى كه در گرجستان بود ، آورد تا به اتفاق به جنگ تو آيند . اباقا در عقب او كس فرستاد ، او را درنيافتند ، بدين سبب امير شيرامون را به جنگ شاه‌زاده توكدر فرستاد و در شوال سنهء سبع و ستّين و ستّمائه موافق ييلان‌ييل غافل بر سر توكدر رانده او را دستگير كردند و بدين واسطه ميان شاهزادگان الوس جغتاى و اباقا مخالفت افتاد . بعد از آن براق خان از جيحون عبور كرده متوجه شد و چون اباقا خان واقف گشت لشكرها جمع آورده ، بعد از يك سال در ذى الحجهء سنهء ثمان و ستين و ستّمائه موافق قوىييل اتفاق جنگ افتاد و لشكر براق منهزم شد و در عشرين ذى الحجه سنهء ثلاث و سبعين و ستّمائه موافق سيچقان‌ييل امير ارغون آقا - كه مدّت سى سال حكومت ايران كرده بود - در شهر طوس درگذشت . و در سنهء ثمانين و ستّمائه ، موافق ايت‌ييل منگو تيمور به فرمان برادرش اباقا خان به جنگ شام رفت و در حدود حمص در ماه رجب جنگ كردند و ظفر ، شاميان را شد و شاه‌زاده منگو تيمور شكسته به بغداد رفت و در آن‌وقت اباقا خان در بغداد بود ؛ خواست كه بدان انتقام متوجه شام گردد و چون مصلحت نديد عزيمت همدان نمود و در آنجا به تاريخ ذى الحجهء سنهء ثمانين و ستّمائه ، در اثناى طويى كه وزيرش خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان كرده بود ، درگذشت . مدّت سلطنتش هفت سال و سه ماه بود و در سادس محرم سنهء احدى و ثمانين و ستّمائه ، منگو تيمور كه ارشد آن تخمه بود وفات يافت .

[ احمد خان تكودار ]

بن هلاگو خان كه سعادت اسلام دريافته بود ، بعد از وفات برادر هوس پادشاهى كرد و او از ارغون پسر اباقاآن كه پدرش در زمان حيات خود ولايات خراسان به دو تفويض كرده بود و لشكر بسيار داشت متوهّم بود ، حيلت كرده ارغون را به بهانهء عزا به اردو حاضر گردانيد و در كار خانى سخن گفتند . ارغون از مرگ منگو تيمور واقف نبود . رجوع به حضور او كرد . احمد خان عهدهء او به خود گرفت . ارغون به ناچار رضا داد و در ربيع الاول سنهء احدى و ثمانين و ستّمائه ، موافق قوىييل در اله‌تاق ، احمد خان به پادشاهى نشست و وزارت برقرار به خواجه شمس الدين