و از آنجا به حدود لنكرت و سامانه « 1 » رفت و آن زمستان در آنجا به سر برد و آن نواحى نيز به كشتن و تاختن و كندن و سوختن پاك كرد .
ذكر عبور كردن چنگيز خان از جيحون و فرستادن تولى به جانب مرو
چون زمستان به آخر رسيد ، در ذى الحجه سنهء سبع عشر و ستمائه موافق ييلان ييل ، چنگيز خان به معبر ترمذ از جيحون گذشته به بلخ آمد .
[ بيت ]
بزرگان بلخش دويدند پيش * بسى پيشكشها كشيدند پيش
و به سبب آنكه سلطان جلال الدين در حيات بود و شور و آشوبى مىانداخت و اسب لجاج در ميدان عناد مىتاخت ، بر انقياد ايشان اعتمادى ننمود و چون اجل دامنگير شد ، ايلى دستگيرى نكرد .
[ نظم ]
به اسم شماره جهاندار گفت * كه آيد همهكس برون از نهفت
چو از شهر يك سر برون آمدند * همه غرق در موج خون آمدند
همه بلخ را چون كف دست كرد * عمارت عاليش را پست كرد
چون از معاملهء بلخ فارغ شد ، تولى را با طغاجارگوركان به تسخير خراسان فرستاد و از لشكرى كه همراه داشت ، از هر ده مرد يكى همراه او روانه ساخت و خود متوجه تالقان شد و چون بدانجا رسيد ، لشكر بر حوالى قلعهء آن كوه - كه به نقره كوه موسوم است - محيط گشتند و به تهيهء اسباب جنگ مشغول شدند و منجنيقها برافراشتند و از هردو طرف كوششهاى مردانه نمودند و شبوروز از جنگ نياسودند و چون آن قلعه در غايت استحكام بود ، هفت ماه در تسخير آن توقف نمودند و در اين مدّت جوجى و جغتاى و اگتاى در خوارزم به محاصره مشغول بودند و به چنگيز خان چنان رسانيدند كه ميان جوجى و جغتاى مخالفتى
هامش
( 1 ) . در جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 518 و تاريخ جهانگشاى ، ج 1 ، ص 102 كنگرت و سمان ذكر شده است .