جماعت فتّان را مستأصل گردانيد ، در اثناى آن ، خبر رسيد كه لشكر قراختاى به در سمرقند آمدهاند و سمرقند را حصار داده . سلطان از جند متوجه آن طرف شد و به جوانب ممالك ، رسولان فرستاد و تمام لشكر را كه در اطراف داشت بازخواند و متوجه سمرقند شد و لشكر قراختاى بر اطراف رودخانهاى ، مدّتها لشكرگاه ساخته بودند و هفتاد نوبت به در سمرقند آمده ، جنگ كرده بودند . به غير از يك نوبت كه غالب گشته ، لشكر سمرقند را به شهر رانده بودند ، شصت و نه بار مقهور گشته بودند و لشكر اسلام بر ايشان منصور شده . لشكر قراختاى چون ديدند كه محاربهء ايشان فايدهاى ندارد و به يك بار خراب خواهند شد و از جانب سلطان آوازهء توجه شنيدند و از جانب ديگر خبر استيلاى كوشلك خان برسيد ، به تعجيل مراجعت كردند .
ذكر لشكر كشيدن سلطان محمد خوارزمشاه به قراختاى نوبت دوم
چون سلطان محمد به سمرقند رسيد و از جوانب لشكرها جمع آمدند و از سمرقند روان شدند ،
[ بيت ]
برانگيخت سلطان محمد سپاه * به يارى عثمان سمرقند شاه
و هر شهرى كه والى آن اگرچه مسلمان بود ، امّا به جانب نفاق ميلى بسيار داشت . سلطان محمد ، از بسيار فوجى و از درياى زخّار موجى فرستاد و چون بدانجا رسيدند ، در زمان ، او را از قلعه به زير آوردند و در سلاسل كشيده به حضرت سلطان رسانيدند و چون سلطان آوازهء تسلّط كوشلك بر ايشان شنيد ، حريصتر گشت « 1 » و چون گور خان خبر يافت ، مستعّد حرب شد و چون لشكر طرفين بههم رسيدند ، سپهبد كبودجامه و تريته - شحنهء سمرقند - با يكديگر به خلاف سلطان هم عهد شدند و در خفيه به گور خان رسولى فرستادند كه : « ما با لشكر در روز مصاف از
هامش
( 1 ) . د 1710 : و ل 5359 : + و روان شد .