و اكثر آن فرقهء ضلال در زير شمشير ناچيز شدند و تاينگو زخمدار افتاد . او را بسته ، پيش سلطان بردند و نسيم فتح از مهبّ
إِنَّا فَتَحْنا
« 1 » بر رايت اسلام وزيدن گرفت و مضمون
إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ
« 2 » صورت حال گفتار آمد
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 3 » سلطان ، تاينگو را با فتحنامه به خوارزم فرستاد و براق حاجب - كه از قراختاى بود و ذكر او در تاريخ كرمان مثبت است 32 - با برادرش خميتبور « 4 » در اين جنگ دستگير شدند و ايشان را پيش سلطان آوردند . به تدريج خميتبور « 5 » به امارت رسيد و براق حاجب 33 به حجابت موسوم گشت و به براق حاجب اشتهار يافت و سلطان محمد را بعد از فتح در القاب « اسكندر ثانى » زيادت كردند و سلطان محمد از آنجا متوّجه اترار شد ، به سبب آنكه حاكم آنجا سركشى مىكرد . چون نزديك رسيد ، حاكم آنجا دانست كه مقاتله نمىتواند كرد . از راه تنزل و عجز درآمد و امان خواست . و از آنجا سلطان او را به جان و مال امان داد ، به قرار آنكه با اتباع و اشياع به نسا نقل نمايد و در آنجا اقامت كند . و چون حاكم آنجا را به نسا فرستاد ، ايالت اترار را به اينالجوق كه از اقرباى مادرش بود تفويض كرد و از آنجا مظفر و منصور عنان عزيمت به جانب سمرقند معطوف گردانيد و از سمرقند به خوارزم رسيد و به عيش و عشرت مشغول گشت و تاينگو را بفرمود تا به قتل آوردند و در جيحون انداختند .
ذكر توجه نمودن سلطان محمد خوارزمشاه بهطرف جند و اترار « 6 » [ و ] رفتن به سمرقند
در غيبت سلطان محمد از خوارزم ، جماعتى از بقاياى اصحاب قادر خان در حدود جند دم عصيان زده بودند ، بدان سبب سلطان در خوارزم زيادت توقف نكرد و به دفع ايشان به جانب جند روانه شد . سلطان عثمان از براى اتمام قضيهء دختر خوارزمشاه - خواند سلطان - در خوارزم توقف نمود و چون سلطان محمد آن
هامش
( 1 ) . فتح / 1 .
( 2 ) . سجده / 22 .
( 3 ) . فاتحه / 1 .
( 5 و 4 ) : متن : حميد بن بور ؛ براساس كتاب سمط العلى ، ص 26 ، تصحيح شد . نام كامل او حسام الدين خميتبور تانيگو است .
( 6 ) . د 1710 : جند از آنجا .